تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1923

مساهمون:

ص١٩٢٣
بود به آن درآيد ، ولى چون اسكندر او را مأمور نكرده بود ، بدرياى بزرگ برود و بنا بود ، كه در باب سواحل ، سكنه ، بندرها ، آب‌ها ، محصولات ، چگونگى زمين‌ها و اخلاق و ترتيبات اهالى تحقيقاتى كند ، برگشت كه نتيجه را به اسكندر بگويد . اين احتياط باعث نجات بحريّه گرديد ، چه در كويرهاى عربستان ممكن نبود آذوقه برگيرد . همين ملاحظه باعث شد ، كه هىيرون هم برگشت ( كتاب 7 ، فصل 5 ، بند 6 ) . اين است مضامين نوشته‌هاى آريّان راجع بخليج‌فارس و سواحل عربستان و از آن صريحا استنباط مىشود ، كه نه‌آرخ بسواحل جنوب‌شرقى و جنوبى عربستان نرفته و تقريبا يكسره از سند و از درياى عمان بخليج پارس رانده و بمصبّ فرات درآمده . بنابراين بايد گفت : هيئتى ، كه از طرف داريوش اوّل مأمور شده بود ، با اسكيلاس يونانى از سند بدرياها رفته تحقيقاتى كند ، مأموريت مهمترى برعهده داشته ، زيرا ، چنان كه هرودوت گفته و بالاتر در جاى خود ( صفحه 630 ) ذكر شده ، اين هيئت عربستان را دور زد و از راه نيل بدرياى مغرب درآمد و بعد سواحل ليبيا ( افريقا ) را پيمود ، ولى جاى تأسف است ، كه نوشته‌هاى اسكيلاس ، كه در زمان ارسطو وجود داشته ، اكنون در دست نيست .

خصايص فرات

آريّان گويد ( كتاب 7 ، فصل 6 ، بند 1 ) : در حينى ، كه مشغول كندن بندر بابل بودند و كشتيهاى ترىرم « 1 » يعنى سه طبقه‌اى ميساختند ، اسكندر از يكى از بازوهاى فرات ، كه معروف بترعه پالّاكوپ « 2 » و بمسافت 800 استاد ( 148 كيلومطر ) از شهر است سرازير شد . فرات ، كه از ارمنستان شروع مىشود ، رود عظيمى نيست ، ولى در بهار و بخصوص در اوّل تابستان طغيان كرده از مجراى خود بيرون ميآيد . اگر اين ترعه نبود ، آب تمام صفحه را فرو ميگرفت و حالا ، همين كه از باتلاقهائى ، كه تا عربستان امتداد دارد ، خارج گشت ، زير زمين جارى است ، تا به دريا رسيده در آن مفقود گردد . چون موسم آب شدن برف‌ها
هامش
( 1 ) -Triremes .( 2 ) -Pallacope .