نوشتههاى آريّان صراحتى راجع بحقوق سپاهيان ندارد ، ولى ميگويد ، كه حقوق دكاستراتها از حقوق افراد بيشتر بود ، ولى از دموايتها كمتر دريافت مىكردند . برحسب تبصرهاى ، كه از مترجم آريّان است « 1 » ، هريك از دكاستراتها « 2 » چهار درهم ميگرفته و ، چون درهم به حساب امروز نود سانتيم فرنك طلا ارزش داشت ، به اين حساب پائينترين صاحبمنصب جزو ، به پول كنونى 36 فرنك طلا يا 180 ريال دريافت ميداشته .
بر تخت نشستن شخصى مجهول الهويّه
آريّان از قول آريستوبول گويد كه ، چون اسكندر سپاهيان جديد را بدستهها تقسيم كرد ، تشنه شد و براى اينكه آب بياشامد ، از تخت به زير آمد . هترهائى ، كه در اطراف او بر كرسىها قرار گرفته بودند ( پايههاى اين كرسىها از نقره بوده ) نيز برخاستند ، كه از دنبال اسكندر بروند . در اينوقت شخصى ، كه از غلوزنجير رسته بود ، از صف خواجهها گذشته خود را بتخت رسانيد و به آن نشست . خواجهها ، چون موافق آئين پارسى نمىتوانستند او را از آنجا برانند ، لباسشان را چاك كرده بسروصورت خود زدند و اين قضيّه را بفال بد گرفتند . اسكندر امر كرد شخص مزبور را استنطاق كنند ، تا معلوم شود ، كه شركائى داشته يا نه . از استنطاق چيزى معلوم نشد و غيبگوها اين قضيّه را بدتر از قضاياى سابق تطيّر كردند ( كتاب 7 ، فصل 7 ، بند 3 ) .
آخرين ضيافت اسكندر و فوت او
روايت آريّان در اين باب تقريبا همان است ، كه بالاتر ذكر شد و پائينتر از قول پلوتارك بيايد . از روزنامه مرض ده روزهء اسكندر ، كه بمرگ خاتمه يافته ، معلوم است ، كه او در تهيّه سفر جنگى بعربستان بوده و ميخواسته با بحريّه خود عازم خليجپارس گرديده بسواحل عربستان درآيد ، زيرا در روز هفتم مرض هم ، يعنى سه روز قبل از فوتش ، سرداران را جمع كرده و راجع بكشتىرانى دستورهائى داده است . آريّان گويد پىتون ، آتّال ، ديوفون ، پهسستاس ، كلامن ، منىداس و سلكوس شب را در
هامش
( 1 ) -P . Chaussard .( 2 ) -Stateres .