اين مورّخ امتحان كرده كه تاريخ عالم را بنويسد و اگرچه نميتوان گفت كه خوب از عهده برآمده ، ولى اين نخستين امتحانى است كه در عهد قديم كردهاند .
از نوشتجات او در اين زمينه معلوم است كه در تحت نفوذ رواقيون « 1 » بوده و عقيدهء آنها در باب اخوّت تمام ملل و نيز راجع باينكه « مورّخين از طرف خدا مأمورند يونانيها را با ملل غير يونانى ( يا چنان كه يونانيها ميگفتند با بربرها ) « 2 » الفت دهند . » در تأليفات او منعكس شده . چنان كه گفته شد ديودور از هكاتيوس چيزهاى زياد اقتباس كرده . راجع به اين مصنف هم معلوم است كه ، چون در زمان اسكندر بود ميخواست ، بجهانگيرىهاى او معنى معينى داده او را برانگيختهء آسمان براى نزديك كردن ملل با يكديگر بداند و از ايننظر حكومت مطلقهء اسكندر ، يا چنان كه گويند ، « استبداد منوّر » « 3 » را ترويج ، مذهب و تمدّن مصرى را از نظر يونانى تفسير كرده و دربارهء اسكندر بمبالغه نزديك شده . اينكه ديودور از نظر ( هكاتيوس ) در بسيارى از موارد متابعت كرده ، نيز از اينجا پيدا است كه نظر ديودور در موارد زياد به نظر مانتن شبيه است ، و حال آنكه نميتوان احتمال داد نوشتههاى او را ديده باشد . جهة مشابهت عقايد از اين است كه هكاتيوس كتاب خود را در زمينهء عقايد مانتن نوشته و ديودور چيزهاى زياد از هكاتيوس اقتباس كرده .
هامش
( 1 ) - فلسفهء رواقى يكى از مكاتب يا مذاهب فلسفى يونان است . بانى آن ( زنن ) يونانى بود و چون او در يكى از رواقهاى آتن عقايد خود را مياموخت ، فلسفهاش بدين اسم معروف شد .
رواقيّون راجع به اخلاق مياموختند كه شخص بايد خود را كاملا مطيع عقل كرده به سلامتى ، مال ، لذائذ ، محن و غيره بىقيد باشد . يگانه وسيلهء خوش بختى براى انسان در اين است كه با تقوى بوده تحمّل دردها و مصائب را در اين راه چيزى حقير بداند و چون انسان داراى تقوى شد ، براى سعادتمندى او حدّى نيست .
( 2 ) - يونانيها يا بهتر گفته باشيم آتنىها غير يونانى را ( بربر ) ميگفتند ، چنان كه در داستانهاى ما غير ايرانى را تور گفتهاند و عرب غيرعرب را عجم خوانده . غالبا تصوّر ميكنند كه بربر يونانى بمعنى وحشى است ، ولى تصوّر نميرود كه چنين باشد ، زيرا در جائى از كتاب هرودوت كه در ذيل بيايد مورّخ مذكور گويد : « لاسدمونىها ( اهالى شبه جزيرهء پلوپونس ) پارسيها را بجاى بربر خارجى گويند » . از اينجا منطقى است استنباط كنيم كه آتنىها بجاى خارجى بربر ميگفتند .
( 3 ) -Absolntisme eelaire .