نميرساند ، اهميت نداده و ميگويد قابل تحقيق و تدقيق نيست . 2 - وقايعى ، كه به روم يا بدوستان زيادى كه در روم داشته و متنفذ بودهاند ، برميخورد ، بسكوت گذشته يا بطور ديگر تعبير شده . 3 - مقصود مهم او اين است كه از تاريخش درسهاى عبرت گيرند و حكمت عملى آموزند . بنابراين تشبيهات و قضاوتهائى كه مىكند ، غالبا براى تأييد نظرى است كه صحيح يا سقيم قبلا اتخاذ كرده و بالنتيجه جهات وقايع يا تغيير حكومتها و غيره مبنى بر تأويل و تفسيرى است كه از عقيدهء او ناشى گشته .
باوجوداين كتابهاى او براى مورّخ مهم است . زيرا او همواره سعى داشته كه جهات وقايع را روشن كرده ارتباط حوادث را با يكديگر نشان دهد و به اين مناسبت تاريخ خود را تاريخ ( پراگماتيك ) « 1 » ناميده . جاهائى از كتابهاى پولىبيوس با مشرق قديم و ايران مربوط است و به همين جهت ، با وجود اينكه او كتابهاى خود را براى تاريخ روم نوشته ، شمهاى از اين مورّخ و نوشتههاى او ذكر شد .
ديودور سيسيلى « 2 »
اين مورّخ يونانى كه در قرن اوّل قبل از ميلاد ميزيست خواسته يك دوره تاريخ عمومى بنويسد و چهل كتاب نوشته ، ولى تنها بيست و يك كتاب او كاملا در دست است و از مابقى فقط قسمتهائى تا زمان ما باقى مانده . چون تاريخ او راجع به ممالك و ملل مختلفه مىباشد ، موسوم بكتابخانهء تاريخ است « 3 » نوشتههاى او مبنى بر نوشتههاى مورّخينى است كه قبل از او بودهاند ، مانند هرودوت ، كتزياس و هكاتيوس يونانى از آبدر « 4 » ( معاصر اسكندر و بطلميوس اوّل ) . ديودور مصر را چهار قرن بعد از هرودوت ديده ، يعنى وقتى كه مصريها تاريخ قديم مصر را فراموش كرده بودند ، تمدن يونانى در آنجا ريشه دوانيده بود و كتابهاى زياد در اسكندريه راجع بتاريخ منتشر ميشد . بنابراين ديودور بمنابع و مدارك صحيحترى دسترسى داشته . نوشتههاى او راجع به روابط ايران و يونان ، اوضاع مصر و فينيقيه در زمان تسلط پارسيها مخصوصا جالب توجه است ، چه وقايعرا مرتب نوشته ، ولى سنواتى كه ذكر كرده مورد اعتماد نيست . چنان كه گفته شد
هامش
( 1 ) -Pragmatique .( 2 ) -Diodore de Sicile .( 3 ) -Bibliotheque Historique( 4 ) - آبدر شهرى بود در تراكيه ، در كنار بحر الجزاير ، و موطن ( دموكريت ) حكيم يونانى بشمار ميرفت .