مرحلهء دوّم
وقتىكه موادّ متراكم گرديد و بر عدهء علماء خاورشناس افزود ، مطالعه و مداقّه در منابع جديد در مرحله دوّم داخل شد . توضيح آنكه مواد را تقسيم كرده درصدد برآمدند كه عهود و ازمنهء اين مدارك را بدست آرند . در اين راه دو نفر پيش قدم بود : ( مسپرو ) و ( ارمان ) اوّلى اسلوب علمى به كار برده كتابى راجع بمذهب مصريهاى قديم نوشت « 1 » ، و دوّمى هم با همان اسلوب علمى در باب مصر و زندگانى مصر تصنيفى كرد « 2 » ، بعدها بواسطهء زحمات اين دو عالم جوانانى تربيت شدند كه خدمات شايان بتاريخ مشرق قديم موافق منابع جديده كردند . پس از آن اين اسلوب را راجع بمنابع آسورى و بابلى به كار بردند و در نتيجه كتابهاى زيادى نوشته شد ، كه از كتب مهمه بشمار ميرود ، مانند ترجمهء تمام كتيبهها و خطوط ميخى آسورى كه بهدايت آسورشناس معروف آلمانى ( شرادر ) انجام يافت « 3 » . از 1880 شروع كردند به نوشتن كتبى راجع بتاريخ عهد قديم كه مبتنى بر منابع جديد و قديم باشد . از ميان اين نوع كتابها كتاب ( ادوار مىير ) خيلى معروف است و هنوز كهنه نشده « 4 » . پس از آن تاريخ مشرق قديم بقدرى بسط يافت ، كه ديگر براى عالمى مقدور نبود در تمام رشتههاى آن متبحر شود . بر اثر اين انبساط ، تاريخ مزبور را بشعبههائى تقسيم كردند ، هرعالم موافق ذوق خود شعبهاى انتخاب كرد و هيئتى براى نوشتن تاريخ مشرق قديم تشكيل گرديد ، مثلا در آلمان نوشتن تاريخ ايران نصيب فردى ناند يوستى شد « 5 » ، تاريخ مصر را ( ادوارد مىير ) با عالم ديگرى نوشت ، آسور و بابل را ( هم مل ) و فينيقيه را ( پيچمان ) بمورد مداقّه درآوردند ( اين موارد را براى مثل ذكر كرديم و الّا نظائر آن زياد است ) .
بعد قرار شد دستورهائى براى تاريخ قديم بنويسند و باز اين كار را بين علماء متخصص تقسيم كردند و تاريخ ماد و پارس به سهم ( پراشك ) افتاد . در ميان كتب مرحله دوّم
هامش
( 1 ) -Maspero , Revue de Fhistoire des religions .( 2 ) -Ermann , Aegypten und Aegyptiches Leben .( 3 ) -Keilinsehrift liehe Bibliothek .( 4 ) -Ed . Meyer , Gesehiehte des Alterthums .( 5 ) -F . Justi .