ايران قديم گنجايش بيش از اين را ندارد ، ولى معلوم است كه از تحقيقات و حفريات آنچه راجع بايران قديم باشد در جاى خود مشروحتر ذكر خواهد شد .
در خاتمه زايد نيست گفته شود كه حفرّيات و تحقيقات را اكنون هم جدّا تعقيب مىكنند و هيئتهاى علمى اروپائى و امريكائى در جاهاى مختلف مشرق قديم مشغول كارند . بنابراين بايد اميدوار بود كه تاريخ مشرق قديم در آتيه نزديك روشنتر از آنچه هست خواهد بود .
كارهاى علماء بعد از كشف سرچشمههاى نوين
قبل از كشف منابع جديده كار علماء منحصر بود باينكه اطلاعاتى از سرچشمههاى قديم و تورية بدست آورده تفسير كنند ، يعنى كار اينها بىشباهت نبود بشخصى كه در جائى ايستاده قدم برميدارد و ميگذارد « 1 » . باوجوداين علمائى پيدا شدند و كتابهائى نوشتند كه حالا هم اهميت دارد ، زيرا مدوّنى از مواد منابع قديم است « 2 » .
پس از آن علم تاريخ مشرق قديم تغيير كرد ، تغييرات داراى چند مرحله است و سه مرحلهء آن را كه اساسىتر است ذكر ميكنيم :
مرحلهء اولى
پس از آنكه منابع جديد كشف شد ، انقلابى در تاريخ مشرق قديم پديد آمد و لازم شد كه تجديدنظر در تاريخ مزبور كنند .
در ابتداء از جهت زيادى مواد علماء فرصت مداقهء كامل نداشتند و نيز فراموش كردند اين نكته را درنظر گيرند كه تاريخ مشرق قديم چند هزار ساله است ، در اين مدّت مديد عهود و دورههائى بوده و زبان ، مذهب و سائر چيزهاى عهدى در عهد ديگر تغيير كرده . در نتيجهء اين اشتباه چيزهائى را ، كه از اسناد دوره بطالسه مثلا بدست آورده بودند شامل سه هزار سال قبل از آن ميداشتند يا تاريخ بابل را از اسناد آسورى استنباط ميكردند . اين نكته نيز از نظرها محو شد ، كه در موقع تجديدنظر در علمى يا در موقعى كه علم جوانى ميخواهد جاى علم قديم را بگيرد ،
هامش
( 1 ) - يعنى باصطلاح نظاميها در جا مىزند .
( 2 ) - مانند اين كتابها :Bunsen , Aegyptens Stelle in d . Weltgeschichte , Hamburg 1845 . Niebuhr , Geschichte Assurs und Babels , Berlin 1857 . Bochart , Chanaan