متخصص بود ، نيز بر ضدّ عقايد طرفداران « پان بابيلونيسم » قيام كرده نشان داد كه تا قرن هشتم ميلادى هيئت بابل پايهء علمى نداشت و بعد اشخاصى ، مانند ( گرسمان ) عالم الهيات ، ( اون گناد ) آسورشناس و ( ران كه ) مصرشناس ، مسئلهء « بابل و تورية » را از سر گرفتند ولى با نظرى ديگر . توضيح آنكه بجاى قواعد و اصولى كه ثابت نشده بود ، ترجمهء صحيح و تطبيق و تحقيق شده متن تورية را منتشر و صورتها و اشكال زيادى به آن علاوه كردند ، تا مردم و اشخاصى كه به اين مسئله علاقهمندند ، با خود متن صحيح و روشن مواجه گردند . اين كتاب « 1 » و كتب ديگر كه بر ضدّ جريان « پان بابيلونيسم » نوشته شد و بعضى را ذكر كرديم ، ضربتى بود ، كه بطرفداران اين رويه وارد آمد . بعد كوگلر باز كتابى نوشته ثابت كرد كه عقايد وين كلر از نظر علم هيئت و آسورشناسى مبنائى ندارد . يكى از مقالات او معروف است به « روى خرابههاى پان بابيلونيسم » . بر اثر كتب مذكوره عمارت « پان بابيلونيسم » چنان خراب شد كه يكى از علماء تاريخ قديم گويد « سنگى روى سنگ باقى نماند » و كتابهائى بيرون آمد كه در آنها عجله و حرارت سابق ديگر ديده نميشود . مثلا كتاب كينگ « 2 » كه راجع بتاريخ سومر و اكد است و به زمان حمورابى منتهى ميگردد اين كتاب موافق مداركى نوشته شده كه بدست آمده و معلوم است . طبع جديد جلد اوّل كتاب مىير كه موسوم به « تاريخ عهد قديم » است نيز مؤيّد اين جريان شد و ، اگر از بعض مستثنيات صرفنظر كنيم ، تاريخ مشرق قديم بمجرائى افتاده كه نسبت بسابق بمراتب بيشتر علمى و پايهء آن بر مداركى است كه بدست آمده و همه ساله بر عدهء آن ميافزايد .
مختصرى كه از جريان خاورشناسى ذكر شد ما را به اين نتيجه مىرساند :
بر فرض بىاساس بودن عقايد بعض علماء ، كه بقول علماء ديگر از عجله و كمى مطالعه و حرارت بىجهت ناشى شده ، باز اين مطلب مسلم است كه تاريخ مشرق قديم بقدرى روشن شده و كشفيات جديد باندازهاى دامنهء آن را وسعت داده ، كه ميتوان بىترديد گفت ، تاريخ مزبور با آنچه در صد سال قبل بود زير و زبر گشته
هامش
( 1 ) -Altor ientalisehe Texte und Bilder Zum Alten Testamente .( 2 ) -L . King .