حتى ژاپون و امريكاى قبل از ( كلومب ) هم ، از بابل است و بابل معلم تمام ملل مىباشد ، منشاء اساطير تمام ملل را از نجومى كه در نزد بابليها رايج بود دانستند ، در خود تاريخ مشرق قديم فرضيات متهورانه كرده خواستند در هرقسمت چيزهاى تازه بگويند و از اين حقّ مورّخ ، كه از اوضاع قرون بعد استنباطهائى راجع باوضاع قرون قبل مىكند ، سوء استعمال كرده نتيجههائى گرفتند كه اساس محكمى نداشت . چنين بود كتبى كه در اين زمان براى عامّه نوشته ميشد ، چنين بود نيز مصنفات وين كلر « 1 » و جلد سوّم كتابى كه ( وينكلر ) و ( نىبور ) نوشتند و معروف بتاريخ عالم است « 2 » نيز در همين اوان ( وين كلر ) ، ( ثيم مرمان ) « 3 » كتابهائى نوشتند و اطلاعاتى را ، كه از خطوط ميخى و آثار قديمه بنى سام بدست آمده بود ، جمع كرده ، تبصرههاى مفيدى بر آن افزوده ، كلياتى از تمام اين اطلاعات استنتاج كردند . اگر ( وين كلر ) در مصنفات ديگر خود تمام مندرجات تورية را تا داود نتيجهء معتقدات بابلى راجع بآفتاب و ستارهها ميدانست ، در اين كتاب خود او با ثيم مرمان اساس مذهب عيسوى را هم از بابل استخراج كرد . در سر اين مسئله ، يعنى ارتباط تورية با بابل مباحثات و مشاجرات زياد به عمل آمد ، يكى از علل آن كتابى بود كه ( دليچ ) نوشت و كتاب مزبور بعنوان « بابل و تورية » معروف شد « 4 » . اين جريان ، كه در اروپا معروف به « پان بابيلونيسم » بود ، « 5 » يعنى جريانى كه منشاء تمدّن ، تمام عالم را از بابل ميدانست ، طولى نكشيد و بر ضدّ آن جريان ديگرى شروع گرديد ، ولى رويهمرفته جريان مذكور باعث شد كه در اروپا توجّه و علاقه مخصوصى نسبت بتاريخ مشرق قديم پديد آمد . جريانى كه بر ضدّ « پان بابيلونيسم » شروع گرديد نويسندگانى داشت مانند ( ادوار مىير ) . اين مصنف در كتاب معروف خود كه موسوم به « تاريخ قديم » است « 6 » باز به راه احتياط و اسلوب صحيح برگشت و مخالف عقايد مصنفين مذكور ، يا بطوريكه ميگويد ، ضدّ « مكاشفات برلنى » گرديد « 7 » . مصنفى ديگر مانند ( كوگلر ) ، كه در هيئت و نجوم بابل
هامش
( 1 ) -Winckler , Geschichte Babyloniens - Assyriens ; Geschichte Israels .( 2 ) -Weltgeschichte .( 3 ) -Zimmermann .( 4 ) -Babel und Bibel .( 5 ) -Panbabylonisme .( 6 ) -Geschichte des Altertums .( 7 ) -Revelation de Berlin .