ايران
در 1840 - 1841 ( فلاندن ) و « 1 » و ( كست ) « 2 » بطور كلى نقشهء تختجمشيد را ترسيم و ضمنا حجارىهاى جالب توجهى كشف كردند . از آثار معلوم شد كه طالار بزرگ ( اپهدان ) كجا و چگونه بوده . در 1850 لفتوس « 3 » و چرچيل « 4 » در خرابههاى شوش تحقيقات و امتحاناتى كردند .
بعد از آنها در 1885 ديولافوا « 5 » با زوجهاش مشغول تحقيقات در شوش گرديد و قصر اردشير دوّم هخامنشى را كشف كرد ( در اين محل در ابتداء قصر داريوش اوّل بود و بعد از خراب شدن آن بواسطهء حريقى در زمان اردشير اوّل ، اردشير دوّم از نو قصرى بر خرابه آن بنا كرده بود ) علاوه بر اين اكتشاف سر ستون و كاشيهاى زيادى در اينجا پيدا شد كه حالا در موزهء لوور پاريس است . از جمله فريزى است موسوم به جاويدانها كه نمونهاى از سپاهيان دورهء هخامنشى نشان ميدهد و شرح آن در جاى خود بيايد . موزهء لوور پاريس از حيث آثار ايران قديم بر سائر موزهها برترى دارد .
پس از لفتوس و ديولافوا هيئتى در تحت رياست دمرگان « 6 » ، بر حسب اجازهء انحصارى ، كه دولت ايران بدولت فرانسه داده بود ، حفرّيات را دنبال كرد و ( شيل ) عالم آسورشناس جزو هيئت مزبور بود . اگر چه حفرّيات شوش هنوز باتمام نرسيده و ، چنان كه گويند ، نيم قرن ديگر لازم است تا ابتكار انجام شود ، باوجود اين از آنچه تا به حال بدست آمده تاريخ عيلام تا اندازهاى روشن گشته و يك دولت بر دولتهاى بزرگ مشرق قديم افزوده . در اينجا آثارى راجع ببابل و آسور بدست آمد كه كسى انتظار آن را نداشت ، از جمله ستل « 7 » حمّوربى « 8 » پادشاه بابل است كه در قرن بيست و يكم قبل از ميلاد سلطنت داشت . چون نتائج حفرّيات شوش پائينتر بمناسبت موقع ذكر خواهد شد عجالة ميگذريم .
بعد دو عالم انگليسى ( تمپ سن ) و ( كينگ ) بايران آمده تحقيقات و مقابلهء جديد در نسخههاى سه گانه كتيبهء بيستون كردند . اين كار خيلى مشكل بود زيرا
هامش
( 1 ) -Flandin .( 2 ) -Coste .( 3 ) -Loftus .( 4 ) -Churchill .( 5 ) -M . Dieulafoy .( 6 ) -J . de Morgan .( 7 ) -Stele( سنك يك پارچه كه بر آن خطوطى كندهاند ) .
( 8 ) -Hammurabi .