تصريح كردهاند كه حدود دولتين از چه قرار معين شده . اگرچه در اين فهرست آنچه براى آسور موهن يا ناگوار بوده بسكوت گذشته ، باوجوداين فهرست مزبور داراى اهميت زياد است ، زيرا جاهاى خالى سالنامههاى بابلى را پر مىكند و راجع به دورهايست كه اطلاعات ديگر نسبت به آن كم است . مقايسه تاريخ آسور و بابل را بر اين سند مبنى ميدارند و آن مربوط به ازمنهايست كه از قرن 15 تا نهم ق . م امتداد مييابد .
بابل
پس از كارهاى ريچ ببابل ديگر توّجهى نشد تا در 1852 دولت فرانسه هيئتى در تحت رياست ( فرنل ) و ( اپپر ) بدآنجا فرستاد و آثار زياد بدست آمد ، ولى به اروپا نرسيد ، چه در موقع حمل بدجله ريخت . در 1854 ( تىلر ) و ( لفتوس انگليسى ) در زير تپههاى ( واركه ) و ( مغير ) ، محلهاى ( اور ) و ( ارخ ) ، دو شهر قديم سومر ، را كشف كردند و در همانسال ( راولينسن ) محل برج معروف ( بيرسنمرود ) را يافت . هرودوت در كتاب خود توصيفى از آن كرده و آن را معبد هفت طبقهاى خوانده . رسام در اينجا باز كاوشهائى به عمل آورد و معلوم شد كه اين مكان موسوم به ( برسيپپا ) و از محلههاى خارج بابل در ماوراء رود فرات بوده . بعد رسام و ( راولينسن ) تپه ( ابو حبه ) را كندند و معلوم شد كه شهر قديم سيپ پار با معبد معروف ( شمس ) ربّ النوع آفتاب اينجا بوده ، اين معبد سيصد طالار و اطاق و نيز عمارتهائى براى كهنه و ضبط دفاتر داشته . از دفاترى معلوم است كه معاملاتى در اين معبد ميشده و بيشتر اسناد راجع به اين نوع كارها است . در 1877 ( دسارزك ) « 1 » فرانسوى در تپهء ( تلّ ) كاوش كرد و چيزهائى يافت كه تا آن زمان كشف نشده بود . توضيح آنكه :
مجسمههاى گوناگون ، ظروف ، اشياء مفرغى و لوحههاى زياد با خطوط ميخى ، از عهدى كه هنوز بابل بنا نشده بود ، بدست آمد و بموزه ( لوور ) پاريس نقل شد .
از 1885 امريكائيها و آلمانىها در بابل مشغول كاوش بودند و آثار زياد از معابد و
هامش
( 1 ) -De - Sarzee .