تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
سينپ ، يا تقريبا در ساحل درياى سياه است ، رسيد « 1 » و شهر را گرفته مردم آن را برده كرد . بعد تمامى اين صفحه دست خوش چپاول و يغما گرديد . كوروش ، كه باستقبال كرزوس مىشتافت ، در ( پتريوم ) به او رسيد و ، قبل از اينكه جنگ كند ، رسولانى نزد ينيانها فرستاده تكليف كرد ، كه بر عليه پادشاه ليدى قيام كنند ، ولى آنها اين تكليف را نپذيرفتند . بعد جنگ فريقين شروع شد ، طرفين تلفات زياد دادند و ، چون شب در رسيد ، دست از جنگ كشيدند . هرچند هر دو طرف با ابرام مىجنگيدند ، باوجوداين جنگ بىنتيجه ماند . چون كرزوس فهميد ، كه قواى او كمتر از قواى كوروش است ، صلاح خود را ديد ، كه به طرف سارد عقب نشيند ، زيرا تصوّر مىكرد ، كه كوروش بواسطهء سختى زمستان و اين نكته ، كه دولت بابل را در پشت‌سر دارد ، جرئت نخواهد كرد به سارد حمله كند ، چه در اين صورت خطوط ارتباطيه قشون او با تكيه‌گاهش ، كه خاك ايران بود ، خيلى دور مىشد و نيز خيال مىكرد ، كه پس از زمستان قواى متحدين خواهند رسيد و او ميتواند پنج ماه ديگر با قشونى بمراتب بيشتر جنگ را از نو شروع كند .

فتح سارد

پس از ورود به سارد كرزوس رسولانى باسپارت ، بابل و مصر فرستاده تمنى و تأكيد كرد ، كه بكمك او بشتابند . بعد موعد جنگ را ماه پنجم قرار داده سپاهيان اجير را از بيم آنكه به شهر سارد خسارت برسانند مرخص كرد . هرودوت گويد ( كتاب 1 ، بند 78 ) در اينموقع اطراف سارد پر از مار شد و اسبها چراگاه را ترك كرده به خوردن مارها پرداختند . كرزوس اين واقعه را معجزه تصوّر كرده خوشنود شد و رسولانى نزد معبرين تل‌مس براى دانستن تعبير آن فرستاد ، ولى آنها وقتى به سارد مراجعت كردند ، كه كرزوس اسير شده بود . از طرف ديگر كوروش فورا با بابل داخل مذاكره شده تكليف صلح به نبونيد كرد و اين پادشاه آن را پذيرفت ( غافل از اينكه در اينموقع صلاح بابل در اتحاد باليدّيه بود ) . پس از آن كوروش از عقب سر خود مطمئن شده بىدرنگ به ليدّيه درآمد و به طرف سارد روانه شد . وقتى كه اين خبر بكرزوس رسيد
هامش
( 1 ) - پتريوم پايتخت قديم دولت هيت‌ها بود و حالا موسوم به بوغاز ( گ‌يى ) مىباشد .