او باقى مانده بود ، بعزم جنگ بيرون آمده بر دشمنان خود غلبه كرد ، ولى كنكاشيان بكوهى ، كه در هفتاد استادى ( تقريبا دو فرسخ و نيمى ) نينوا بود ، پناه بردند و بعد براى جدال دوّم حاضر شدند . سارداناپال جارچىهائى به طرف دشمن فرستاد ، تا جار زنند ، كه هركس آرباكس را بكشد ، مستحق گرفتن دويست تالان طلا « 1 » خواهد بود و ، اگر زنده او را بياورد ، حكومت مملكت ماد از آن او خواهد شد . نظير اين پاداشها را هم براى كشتن ( بهلهزيس ) وعده داد ، ولى كسى اغوا نشد .
سارداناپال باز جنگ كرد ، عدّهء زيادى از دشمن بكشت و باقىماندهء سپاهيان كنكاشيان باز بكوه پناه بردند . آرباكس داشت مأيوس ميشد ، ولى بهلهزيس به او گفت ، بوسيله آياتى خدايان به او ظاهر ساختهاند ، كه پس از مجاهدات زياد او موفّق خواهد شد .
جنگ سوّم روى داد ، باز پادشاه آسور غالب آمد ، حمله باردوى دشمن برده آن را تسخير كرد و سپاه شورشيان را تا سرحدّ بابل براند . آرباكس رشادتهاى حيرتانگيز كرد و از آسوريها عدّهاى زياد بكشت ، ولى خودش هم زخم برداشت .
در اين احوال سرداران ملل مذكوره بواسطه يأس از بهرهمندى ميخواستند بولايات خود برگردند ، ولى بهلهزيس تمام شب را بنظارهء كواكب بسر برده روز ديگر گفت ، كه اگر پنج روز ديگر مقاومت كنيد ، كمك غير مترّقبى بما خواهد رسيد و اقبال با ما خواهد بود . سپاهيان پذيرفتند ، كه پنج روز ديگر بمانند و ، وقتى كه جمع شدند اسلحه برگيرند ، خبر آمد ، كه از باختر سپاهى نيرومند بكمك پادشاه آسور ميآيد . آرباكس و هم قسمهاى ديگر باستقبال اين قشون رفته افراد را بكمك خود طلبيدند و باختريها ، همين كه وعدهء آزادى را شنيدند ، با شادى بقشون هم قسمها ملحق شدند . از طرف ديگر سارداناپال ، كه از رفتن باختريها به طرف دشمن خبر نداشت و مست فتوحات خود گشته بود ، باز در عيش و عشرت فرو رفت و آذوقه و شراب وافر بسپاه خود داد . آرباكس ، چون بتوسّط فراريها شنيد ، كه اردوى آسورى مشغول عيش و طرب است ، به آن شبيخون زده و كشتار زياد كرده
هامش
( 1 ) - 8896000 گرام يا درم طلا ، اگر مقصود تالانآتتيك بوده .