از خاكسترهاى قصر پادشاه آسور بنائى برپا كنم ، تا در انظار مردمى ، كه از فرات عبور مىكنند ، يادگارى از خرابشدن دولت آسور باشد . آرباكس امر كرد خاكسترها را به بهلهزيس بدهند و به حكم او اين خاكسترها به بابل حمل شد .
بعد به زودى حيلهء حكمران بابل كشف گرديد ، آرباكس از سردارانى ، كه به او كمك كرده بودند ، چند نفر را براى محاكمه بهلهزيس معين كرد و او محكوم به قتل شد ، ولى ، چون آرباكس خواست در ابتداى سلطنت خود جوانمردى نشان دهد ، از تقصير حاكم بابل درگذشت و طلا و نقرهاى ، كه در خاكستر بود به او بخشيد . بعد نيكىهاى زياد دربارهء اهالى نينوا كرده آنچه از آنها غارت شده بود پس داد و ، پس از اينكه اهالى شهر را بدهات اطراف كوچانيد ، امر كرد ديوارهاى شهر را خراب كردند و مقدارى طلا و نقره ، كه باقى مانده و به چند تالان بالغ بود ، بامر شاه بهمدان حمل شد . دولت آسور ، كه بدست ماديها منهدم گرديد در مدّت 1300 سال ، كه شامل سى نسل بود ، دوام داشت .
دولت ماد پس از آرباكس
بعد ديودور سىسىلى حكايت خود را دنبال كرده گويد ( كتاب دوّم - بند 32 - 33 ) : كتزياس ، چنان كه خود او گويد ، با دقت در دفاتر شاهى پارسيان ، كه موافق قانونى ضبط و حفظ ميشد ، غور كرده كتابى نوشت ، كه بعد با خود بيونان برد و اين است آنچه كتزياس گويد : « پس از انحلال دولت آسور ، ماديها در تحت سلطنت آرباكس آقاى آسيا گشتند . اين پادشاه 28 سال سلطنت كرد و پس از او مانداكس « 1 » بتخت نشست و پنجاه سال آسيا را اداره كرد . بعد از او اين اشخاص يكى پس از ديگرى سلطنت كردند : سوسارمس « 2 » - سى سال ، آرتىكاس « 3 » - پنجاه سال ، آربيان « 4 » - 22 سال ، آرتهيس « 5 » - چهل سال . در سلطنت اين شاه جنگى بزرگ براى ماديها با كادوسيها پيش آمد و منشاء اينواقعه چنين است : پارسد « 6 » نام پارسى ، كه از حيث دلاورى ، شجاعت و عزم و جزم معروف بود ، نفوذى در دربار ماد يافت . بعد ،
هامش
( 1 ) -Mandakesدر بعضى از نسخ مائوداكس نوشتهاند .
( 2 ) -Sosarmes .( 3 ) -Articas .( 4 ) -Arbianes .( 5 ) -Arties ( Artee ) .( 6 ) -Parsode .