موسىخورن ، جغرافيادان ارمنى ، و كتب نويسندگان قرون اسلامى ، چنان كه بيايد .
فصل سوم - روايات كتزياس راجع به ماد
چنان بود مفاد نوشتههاى هرودوت ، كتيبههاى آسورى ، لوحههاى بابلى و غيره درباره ماديها و دولت ماد ، كه ذكر شد . چون كتزياس هم چيزهائى راجع به ماد نوشته ، لازم است مضامين آن را نيز ذكر كنيم ، زيرا ، اگر هم در بعض موارد موافق حقيقت نباشد ، از كليات آن ميتوان راجع به ماديها ، دولت ماد و مناسبات آن با آسور و سائر ملل استنباطهائى كرد : چنان كه در مدخل گفته شد ، نوشتههاى كتزياس گم شده و فقط قسمتهاى كمى از آن بما رسيده ، زيرا بعض مورخين قرون بعد جاهائى را از نوشتههاى او در كتب خود ذكر كردهاند . از جمله ديودور - سىسىلى است ، كه راجع به ماد از قول كتزياس چنين گويد ( كتاب 2 - بند 23 ) .
اوضاع آسور
سارداناپال ، آخرين پادشاه آسور ، از حيث تنآسانى و تنبلى و غوطهور شدن در عيش و عشرت از تمام پادشاهان آسور گذشت .
او خود را از نظر مردم پنهان ميداشت و همواره در قصر خود در ميان زنان غير عقدى اوقات خود را به لهو و لعب ميگذرانيد . او مانند زنان بساختن رنگ ارغوانى ، به عمل آوردن پشم ، پوشيدن جامه زنان ، آراستن صورت « 1 » و استعمال عطريات مشغول بود و در اين كارها بقدرى افراط كرد ، كه از حيث تنپرورى از زنان بدعمل هم گوى سبقت را ربود . شب و روز مسكرات زياد استعمال ميكرد ، به همه نوع عيش و عشرت ميپرداخت و بدرجهاى بىپروا و بىشرم بود ، كه آشكارا اعمال زشت و قبيح را مرتكب ميشد . بالاخره بىحيائى را به جائى رسانيد ، كه در حيات خود سنگ قبرى براى خود ساخت و كتيبهاى بر آن به زبان بربرها ( غير يونانيها ) نويساند ، كه يكى از يونانيها آن را چنين ترجمه كرد : « اى رهگذر ، يقين بدار ، كه تو فانى هستى و روحت را براى لذايذ دنيا باز كن ، زيرا براى كسى ، كه مرده ديگر لذتى نيست . منكه وقتى پادشاه نينواى بزرگ بودم ، فقط مشتى خاكم ، ولى آنچه را ، كه
هامش
( 1 ) - مقصود بزك كردن است .