تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
چون از حكم شاه دربارهء خود رنجيد ، با سه هزار پياده و هزار سوار نزد كادوسيها رفته خواهرش را بيكى از متنفذين اين مردم داد و مورد توجه گرديد . پس از آن او مردم كادوسى را تحريك كرد ، كه بر ماد شوريده مستقل شوند و ، چون شنيد ، شاه قشونى به قصد او فرستاده ، با دويست هزار نفر تنگى را اشغال كرد . خود شاه به قصد او با قشونى مركب از 800 هزار نفر بيرون رفت و در جنگ شكست خورد . توضيح آنكه پنجاه هزار نفر كشته شد و مابقى را پارسى مزبور از ولايت كادوسىها براند . پس از آن كادوسيها او را شاه كردند و او همواره به ممالك ماد تجاوز كرده بتاخت‌وتاز و غارت ميپرداخت . از اينراه او يك شخص نامى گرديد و در آخر عمر جانشين خود را مجبور كرد سوگند ياد كند ، كه همواره آتش كينهء كادوسيها را نسبت به ماديها مشتعل خواهد داشت و لعنت كرد بهمنژادان خود و كادوسيهائى ، كه از در صلح با ماديها درآيند . بدين سبب كادوسيها هيچگاه مطيع اوامر شاهان ماد نگشته در اينحال تا زمان كوروش ، كه دولت ماد را منقرض كرد ، باقى ماندند . بعد ديودور از قول كتزياس گويد ( كتاب سوّم بند 36 ) پس از مرگ آرنه‌يس ، جانشين او آرتىنس ، 22 سال سلطنت كرد و پس از او آستى بارس « 1 » ، چهل سال . در زمان اين پادشاه پارتيها بر ماد ياغى شده سكاها را به مملكت خود راه دادند . بر اثر اينواقعه جنگ ممتدّى ، كه چند سال به طول انجاميد ، بين ماديها و سكاها شروع گرديد و عدّه‌اى زياد از طرفين كشته شدند ، بالاخره به اين شرائط صلح كردند ، كه پارتيها مطيع ماديها باشند ، هريك از طرفين حدود مستملكات سابق خود را حفظ كند و اتحاد دائمى بين آنها برقرار گردد . در اين‌جا ديودور از قول كتزياس تمجيد زياد از ملكهء سكاها زارين « 2 » نام كرده گويد : « زنهاى سكائى كلية بسيار شجاعند و با مردانشان بجنگ ميروند ، ولى اين ملكه از تمام زنان سكائى شجاع‌تر بود . او اين ملت را از قيد رقيت مردمان مجاور خلاصى داد ، شهرهاى زياد بساخت و اخلاق مردم خود را ملايم كرد . بشكرانهء اين كارها سكاها پس از مرگ ملكه مقبره‌اى براى او ساختند به شكل
هامش
( 1 ) -Astibares .( 2 ) -Zarine .