تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
امير مبارز الدّين باردوى اولجايتو آمد و تا آخر دورهء ايلخانى او در اردو مقيم بود . چون ابو سعيد بجاى پدر منصوب شد اين ايلخان او را به همان مقام سابق باقى گذاشت و در سال 717 بميبد فرستاد . در سال 718 برادر شيخ ابو اسحاق اينجو يعنى امير غياث الدّين كيخسرو از راه شبانكاره بيزد آمد و با اتابك آنجا طرح دوستى انداخت سپس از آنجا بميبد شتافت و بين او و امير مبارز الدّين نيز رشتهء الفت برقرار گرديد ولى چيزى طول نكشيد كه بين نايب امير كيخسرو و اتابك يزد بر سر امرى جزئى نزاع درگرفت و اتابك كه مردى بيرحم و ظالم بود نايب امير كيخسرو را بقتل آورد . كيخسرو و مبارز الدّين پس از تحصيل اجازه از ابو سعيد اتابك را مورد حمله قرار دادند و او را در اين سال منهزم ساختند و سلسلهء اتابكان يزد به اين ترتيب در سال 718 برافتاد و حكومت آن پس از رسيدن امير مبارز الدّين به خدمت ابو سعيد از طرف ايلخان در عهدهء او گذاشته شد . امير مبارز الدّين چنان كه سابقا نيز گفتيم در سال 729 خان قتلغ مخدومشاه دختر قطب الدّين شاه جهان پادشاه قراختائى كرمان را در ازدواج خود درآورد و اين زن مادر شاه شجاع و شاه محمود و سلطان احمد است . بعد از وفات سلطان ابو سعيد خان چون در هر گوشهء از ممالك ايلخانى كسى باستقلال‌خواهى برخاست امير مبارز الدّين نيز بتهيّهء اسباب اين كار پرداخت و زمينهء نيز جهت اين كار فراهم بود چه ديگر از خاندان ايلخانان مردى توانا كه هيبت او مخالفين را بر سر جاى خود نشاند وجود نداشت و خواجه كافى غياث الدّين رشيدى نيز بقتل رسيده بود و چون هركس از آن ممالك وسيعه سهمى براى خويش ادّعا ميكرد امير مبارز الدّين هم كه از سال 713 تا اين تاريخ بخواباندن فتنه‌هاى جنوب ايران و ضبط راههاى آن اشتغال داشت سهم خويش را مىطلبيد و جانشينى بالاستقلال اتابكان يزد را ادّعا مىكرد . فارس را بشرحيكه سابقا گفتيم در اين ايّام شيخ ابو اسحاق و برادران او تحت تصرّف خود داشتند و امير مزبور بيزد نير بىنظر نبود . به همين جهت در سال 737