تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
را كشت ولى همين كه شيخ ابو اسحاق بكمك مردم كازرون بشيراز برگشت ياغى باستى تاب مقاومت در خود نديده بعراق به خدمت ملك اشرف رفت و شيخ ابو اسحاق در شيراز مستقرّ گرديد و او بعد از فرار ياغى باستى و استقرار در شيراز سكّه و خطبه را بنام خود كرد و خويشتن را رسما پادشاه آن مملكت خواند .

اصل و نسب آل مظفر

آل مظفّر يعنى فرزندان امير مبارز الدّين محمّد بن مظفّر از نسل شخصى هستند از مردم خواف خراسان بنام غياث الدين حاجى و اين غياث الدّين حاجى در موقع استيلاى لشكريان چنگيزى بر خراسان از موطن خود هجرت كرده بيزد آمد و در آن شهر مقيم شد . غياث الدّين حاجى را سه پسر بود : ابو بكر و محمد و منصور . ابو بكر و محمّد در خدمت اتابك علاء الدّين بن قطب الدّين محمود شاه ( وفاتش در 662 ) اتابك يزد قرار گرفتند و اتابك در سال 655 موقعى كه هولاگو عازم تسخير بغداد بود ابو بكر و محمد را با سيصد سوار باردوى هولاگو روانه داشت و ايشان در فتح بغداد شركت جستند . ابو بكر بهمراهى قشون مغول به طرف سرحدّات شام و مصر مأمور و در بين راه در جنگ با اعراب باديه بقتل رسيد و محمّد بيزد مراجعت نموده تا موقع مرگ در دستگاه اتابك بود و از اين دو پسر غياث الدّين حاجى فرزندى نماند . امّا پسر سوّم او منصور در يزد پيش پدر بود و اين منصور را سه پسر رسيد محمد و على و مظفّر . على بن منصور كه در گمنامى مرد پسرى نداشت ولى محمّد و مظفّر برادرانش را فرزندانى بوجود آمد و جميع ملوك آل مظفّر از نسل اين دو برادرند مظفّر پسر كوچكتر منصور بن غياث الدّين حاجى كه مردى رشيد و پهلوان بود در خدمت اتابك يوسفشاه پسر اتابك علاء الدين ( 662 - 690 ) داخل شد و اتابك او را حكومت ميبد داد . موقعى كه يوسف شاه از ترس لشكريان مغول يزد را رها كرده بعزم التجا بامير نوروز به سمت سيستان حركت نمود مظفّر را كه امير شرف الدّين لقب يافته بود با خود برد ولى امير شرف الدين مظفّر در عرض راه چون بعضى از امراى اتابكى را در قصد خود ديد بكرمان آمده به خدمت جلال الدّين سيورغتمش قراختائى پيوست . سيورغتمش او را تربيت كرد و مظفّر پس از چندى بيزد برگشت و از آنجا باردو رفته