تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
خواجه غياث الدّين بخاندان اينجو يعنى محمود شاه و پسرانش جلال الدّين مسعود شاه و غياث الدين كيخسرو و جمال الدين ابو اسحاق حسن نظر التفات داشت و ايشانرا در كارهاى ديوانى دخالت داد مخصوصا محمود شاه غالبا در اردو مقيم بود و قبل از طغيان بر ابو سعيد مشير و مشاور خواجه محسوب ميشد و خواجه با او وصلت كرد چون تفصيل كشته شدن شرف الدّين محمود شاه را بدست ارپاگاون و فرار پسران او و قتل ارپاگاون را بتوسط پسران محمود شاه سابقا نوشته‌ايم در اينجا ديگر تكرار آن را لازم نميدانيم همينقدر ميگوئيم كه على پادشاه بعد از غلبه بر ارپاگاون مسعود شاه اينجو را بهمراهى امير پيرحسين بن امير محمود بن امير چوپان در سال 740 بشيراز فرستاد و حكومت فارس و يزد و كرمان را تحت امر امير پيرحسين قرار داد . پيرحسين وزارت خود را در عهدهء سلطانشاه برادر مسعود شاه گذاشت ولى كمى بعد سلطانشاه را كشت . چون امير پيرحسين از يزد امير مبارز الدّين محمّد را به خدمت خواست مسعود شاه اينجو كه از پيرحسين و مبارز الدّين وحشت داشت راه كازرون را پيش گرفت و از آنجا ببغداد پيش شيخ حسن بزرگ رفت . در سال 742 امير پيرحسين حكومت اصفهان را ببرادر مسعود شاه و سلطان شاه يعنى شيخ ابو اسحاق واگذاشت . شيخ ابو اسحاق به تفصيلى كه سابقا گذشت ملك اشرف برادر شيخ حسن كوچك را بانتقام خون برادر بدشمنى با پيرحسين و بتسخير فارس خواند و ملك اشرف به سهولت بر شيراز استيلا يافته پيرحسين را دفع نمود ولى شيخ ابو اسحاق اندكى بعد بكمك شيرازيان در همان سال شيراز را از چنگ او بيرون آورد و خود بر آن سرزمين حاكم گرديد . امير مسعود شاه برادر شيخ ابو اسحاق كه ببغداد گريخته بود بدستور شيخ حسن بزرگ با امير ياغى باستى پسر امير چوپان پيش از اطّلاع بر قضيّه پيرحسين و ملك اشرف به طرف شيراز حركت كردند و ايشان در ايّام استيلاى شيخ ابو اسحاق يعنى در سال 743 بشيراز آمدند . ياغى باستى موقعى كه شيخ ابو اسحاق بكازرون رفته بود از راه حسد مسعود شاه
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 568 | عباس إقبال آشتياني / حسن پيرنيا ( مشير الدوله )