تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 774

مساهمون:

ص٧٧٤
انگليسها براى برهم زدن نقشهء ناپلئون و برگرداندن فتحعليشاه از اتّحاد با او در تابستان سال 1808 ( 1223 ) بار ديگر ملكم را با ابّهت و جلال تمام ببوشهر فرستادند . فتحعليشاه از پذيرفتن او در طهران خوددارى كرد و به او پيغام داده شد كه در باب مستدعيات خود با حكمران فارس صحبت كند . ملكم كه اين عمل را نسبت به خود توهين‌آميز تلقى كرد ناچار بهند برگشت و حكمران هند را براى تلافى بتصرّف جزيرهء خارك و حمله بسواحل ايران واداشت امّا چون مقارن اين احوال هم خطر افاغنه نسبت بهند از ميان رفت و هم ناپلئون نسبت بايران خيانت ورزيد و بدون اطّلاع فتحعليشاه با روسيّه از در سازش درآمد و هيئت مأمورين فرانسوى را از ايران احضار نمود انگليسها بر خلاف مصلحت خود را در تجديد روابط دوستانه با فتحعليشاه ديدند و از راه صلح و صفا پيش آمدند . در سال 1807 ( 1222 ) آلكساندر اول امپراطور روسيّه پس از شكستهائى كه در اروپا از ناپلئون خورده بود در شهر تيل‌سيت « 1 » از بلاد پروس شرقى با او ملاقات كرد و دو امپراطور در آنجا بر ضدّ انگليس معاهده بستند و ناپلئون در اينجا با وجود معاهدهء فينكن‌اشتاين ابدا از ايران و مسئلهء گرجستان سخنى بميان نياورد و متّحد سابق خود يعنى فتحعليشاه را كه با آنهمه چاپلوسى و تملق در رشتهء اتّحاد داخل نموده بود يكّه و تنها در مقابل روسيّه گذاشت بلكه اصرار هم كرد كه ايران با پذيرفتن شرايط روسيّه براى خاطر فرانسه با دشمن خود صلح نمايد . بعد از آنكه فتحعليشاه از اتّحاد تيلسيت آگاه شد بتوسّط سفير ايران عسكر خان افشار بناپلئون پيغامهاى چند داير بيادآورى تعهّدات او داد و چون جز جوابهاى واهى چيزى نشنيد ناچار بتجديد دوستى با انگليس مايل گرديد . در پائيز سال 1808 ( 1223 ) نمايندهء دولت انگليس در بصره كه هرفرد جونز « 2 » نام داشت از طرف دربار لندن مأمور ايران گرديد و چون بشيراز رسيد گاردان كه هنوز در ايران بود و سعى ميكرد كه بين روسيّه و ايران قرار مصالحه ببندد
هامش
( 1 ) -Tilsit( 2 ) -Sir Harford Jones