تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 775

مساهمون:

ص٧٧٥
بواسطهء آمدن سفير انگليس از طهران خارج شد و روابط بين فرانسه و ايران به اين ترتيب مقطوع گرديد . هرفرد جونز در روز سوّم محرّم 1224 بحضور فتحعليشاه باريافت و يك قطعه الماس گرانبها كه از جانب جرج سوّم پادشاه انگليس بهديه آورده بود تقديم نمود سپس باردوى عبّاس ميرزا رفت و واسطهء عقد قراردادى بين ايران و انگليس شد . بموجب اين عهدنامه دولت انگليس متعهّد گرديد كه تا بين اين دولت و روسيّه جنگ در كار است سالى 000 ، 120 ليرهء انگليسى بايران بدهد و ايران و انگليس بر ضدّ روسيّه متّحد باشند . چون هرفرد جونز از جانب پادشاه انگليس بايران آمده بود نه از جانب كمپانى شرقى هند و حكمران كلّ اين كشور در دربار ايران چندان از حكمران هند و شركت تجارتى شرقى بخوشى اسم نبرد اين قضيّه باعث رنجش‌خاطر حكمران هند گرديد و نقارى بين او و سفير پادشاه انگليس بروز كرد عاقبت قرار شد كه هرفرد جونز در دربار ايران مأمور حفظ روابط سياسى باشد و جان ملكم سابق الذّكر براى عقد معاهدهء تجارتى و اتمام مذاكراتى كه هرفرد جونز در اين باب شروع كرده بار سوّم مأمور ايران شود . سر جان ملكم در همين سال 1224 ( 1810 . م ) با عدّه‌اى خبرهء نظامى بايران آمد . از جملهء اين نظاميان بودند ليندسى « 1 » كه بيش از دو متر طول قامت او بود و ايرانيان او را به همين علّت برستم ملقّب ساخته بودند و پوتين‌جر « 2 » و كريستى « 3 » سر جان ملكم ايشان را بعبّاس ميرزا معرّفى كرد و آن جماعت باصلاح لشكر ايران و جنگ در عداد سپاهيان عبّاس ميرزا مشغول شدند حتّى ليندسى بفرماندهى لشكر نيز ارتقاء يافت . فتحعليشاه پس از ورود هرفرد جونز خواهرزادهء اعتماد الدّوله حاجى ابراهيم كلانتر را كه ميرزا ابو الحسنخان ايلچى است بهمراهى جيمس موريه « 4 » منشى سفير
هامش
( 1 ) -Lindsay( 2 ) -Pottinger( 3 ) -Christie( 4 ) -James Morrier