در بغداد براى جلب كمك اين دولت به آن متوسّل شد و اين در موقعى بود كه نمايندگانى از جانب ناپلئون بناپارت بايران آمده و بفتحعليشاه پيشنهاد عقد اتّحادى را بر ضدّ روسيّه كرده بودند .
فتحعليشاه كه درست از احوال فرانسه و ناپلئون بناپارت اطّلاعى نداشت در ضمن محاصرهء ايروان از خليفهء ارامنهء آن شهر معلوماتى راجع بفرانسه و ناپلئون بدست آورد و با فرستادن مراسلهاى پيش سفير فرانسه در استانبول بافتتاح روابط دوستى با او مشغول شد .
اتّفاقا ناپلئون هم كه در اين ايّام خيالى جز مستأصل ساختن انگليس از راه حملهء بهندوستان نداشت قبلا به خيال افتاده بود كه با جلب دوستى فتحعليشاه از راه ايران لشكر بهندوستان بكشد و براى اجراى اين نيّت پيش از آنكه نامهء شاه ايران به او برسد يكى از منشيان خود را كه ژوبر « 1 » نام داشت روانهء ايران نمود امّا ژوبر در عثمانى گرفتار عمّال اين دولت شد و فرستادهء ديگر ناپلئون روميو « 2 » در اكتبر 1805 ( رجب 1220 ) بطهران آمد و مراسلهء ناپلئون را كه دعوت بدوستى و اتّحاد با ايران بود رساند امّا كمى بعد مرد و دنبالهء مأموريت او را ژوبر كه در اين تاريخ نجات يافته و بطهران رسيده بود گرفت .
ژوبر نيز در طهران مريض شد و فتحعليشاه از بيم آنكه مبادا او هم گرفتار سرنوشت روميو شود به زودى او را مرخّص نمود . سپس شاه ايران ميرزا رضا خان قزوينى حاكم قزوين را بعنوان سفارت باردوى ناپلئون كه در محلّ فينكنشتاين « 3 » در لهستان بود روانه داشت تا بر حسب پيشنهادهائى كه بناپارت داده بود بين دولتين عهدنامهاى بسته شود .
ميرزا رضا خان از جانب فتحعليشاه بتاريخ 25 صفر 1222 در فينكنشتاين با ناپلئون معاهدهاى بست شامل شانزده ماده .
بموجب اين عهدنامه ناپلئون تعهد كرد كه در برگرداندن گرجستان بايران و مجبور
هامش
( 1 ) -Jaubert( 2 ) -Romieu( 3 ) -Finkenstein