دوستانهء خود را با حكومت هند قطع نكرد .
در خصوص افغانستان فتحعليشاه پس از معاهدهء با حكومت هند علىرغم زمانشاه دو برادر او محمود و فيروز را كه از ترس زمانشاه بايران پناهنده شده بودند مورد احترام قرار داد و از ايشان در توليد زحمت براى زمانشاه استفاده كرد به اين معنى كه شاه ايران سپاهيانى بمحمود ميرزا داد و او در 1216 قندهار و كابل را از برادر گرفت و زمانشاه را دستگير و كور نمود و خود تحت حمايت ايران امير افغانستان گرديد .
در دورهاى كه انگليس در هندوستان از يك طرف گرفتار اتباع تيپو صاحب و مهراتهها بود و از طرفى ديگر از استيلاى افاغنه بر شمال غربى هند ميترسيد خطر بزرگ ديگرى در آسيا موجب آشفتگى خيال او گرديد به اين معنى كه ناپلئون بناپارت پس از آنكه ديد در اروپا حريف انگليس نميشود و از پياده كردن سپاه بجزاير بريتانياى كبير عاجز است توجّه خود را به سمت هندوستان و حدود غربى آن معطوف نمود و نقشهء او آن بود كه با جلب مساعدت دو دولت عثمانى و ايران از خاك اين دو كشور لشكر بهند بكشد و بوسيلهء تصرّف آن سرزمين زرخيز كه در آن تاريخ سرچشمهء عظمت و تجارت و صنعت انگليس بود اين مملكت را از پا درآورد .
ناپلئون ابتدا بتحريك و يارى بتيپو صاحب در ميسور پرداخت امّا چون چنان كه بايد نتوانست از او پشتىبانى كند و تيپو صاحب هم بقتل رسيد از آن راه نتيجهاى نگرفت به همين علّت ابتدا درصدد طرح دوستى با دولت عثمانى برآمد و پس از آن بجانب ايران روى كرد .
در دورهاى كه بناپارت سرگرم زدوخورد با انگليس و متّحدين او در اروپا و درياى مديترانه بود بشرحيكه عنقريب خواهيم ديد دورهء اوّل جنگهاى بين ايران و روس در سال 1218 هجرى ( 1804 ميلادى ) شروع شد و دولت ايران بدون داشتن يار و ياورى كه بتواند در كشمكش او با يكى از بزرگترين دول اروپا به او مساعدت نمايد گرفتار يك سلسله جنگهاى شوم گرديد .
فتحعليشاه پس از شروع جنگهاى روس و ايران ابتدا بتوسّط نمايندهء انگليس
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 771
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٧٧١