را در ربيع الاوّل مغلوب و بآذربايجان منهزم نمود صادقخان كمى بعد با پس دادن جواهرات سلطنتى مورد بخشايش قرار گرفت و بحكومت سراب نامزد شد و ابراهيم خليل خان جوانشير هم از در اطاعت آمد . سپس فتحعليشاه دستور داد تا جسد آقا محمّد خان را كه در شوشى بامانت گذاشته بودند بنجف اشرف بردند .
انقلابات داخلى
چون آقا محمّد خان در تمام مدّت گيرودار خود گرفتار لشكركشى بود و چندان توجّهى از او در ادارهء كشور و ريختن طرح استوارى كه بعد از او دوام كند مشهود نشد همين كه او از ميان رفت بعلّت متزلزل بودن بنيان سلطنتى كه تأسيس كرده بود هر كسى از گوشهاى سر بعصيان برداشت مخصوصا چون كمتر كسى از آقا محمّد خان و حركات او دلخوش بود همين كه قدرت و هيبت او از ميان رفت روح جسارت و جرأتى در بدنهاى مردم سركش دميده شد و بالنّتيجه در اوان كار فتحعليشاه گرفتار مدّعيان متعدّدى گرديد .
اين مدّعيان دو طبقه بودند يكدسته بازماندگان خاندان صفوى و افشار و زند كه سوداى برگرداندن سلطنت را به اولاد شاهان گذشتهء اين سلسلهها داشتند ، ديگر تنى چند از سرداران آقا محمّد خان يا نزديكان او .
غلبهء فتحعليشاه را در به دو ورود بطهران بر عليقليخان عمّ او و صادقخان شقاقى گفتيم اينك يادآور ميشويم كه كمى پس از جلوس رسمى فتحعليشاه محمّد خان زند پسر زكيخان جمعيّتى دور خود گرد آورده بر اصفهان مستولى شد . فتحعليشاه بسرعت عدّهاى از خوانين قاجار را بسركوبى او فرستاد و ايشان محمّد خان زند را مغلوب و فرارى كردند و اصفهان را دوباره مطيع نمودند .
پس از فرار محمّد خان صادقخان شقاقى از نو بناى سركشى گذاشت و از سران ايلات و بزرگان آذربايجان هم چند نفر را با خود همدست امّا باز كارى از پيش نبرد و شكست خورد و از استيصال از فتحعليشاه عفو خواست و بخشوده شد .
مدّعى ديگرى كه در سال 1213 سر بنافرمانى برداشت برادر تنى