تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 764

مساهمون:

ص٧٦٤

تسخير خراسان در 1215

پس از مراجعت از سفر اوّل بقفقازيّه آقا محمّد خان ظاهرا ببهانهء زيارت مشهد و باطنا به خيال تصرّف بقيّه جواهرات نادرى كه در دست نوادهء او شاهرخ شاه نابينا بود به اين سمت حركت نمود و شاهرخ به شرحى كه سابقا اشاره كرديم در تمام مدّت سلطنت زنديّه با وجود نابينائى بر خراسان سلطنت مانندى داشت و زنديّه نخواستند متعرّض او شوند . در ورود بمشهد شاهرخ شاه و پسرش نادر ميرزا و جمعى از علما و اعيان آن شهر باستقبال آقا محمّد خان آمدند و خان قاجار همه را بگرمى پذيرفت امّا كمى بعد به اين عنوان كه جواهرات نادرى متعلّق بپادشاه وقت است آنها را از شاهرخ گرفت و چون گمان ميكرد كه شاهرخ هنوز قسمتى از آنها را در تصرّف دارد و از سپردن آنها خوددارى مينمايد او را هر روز بعذابى مخصوص مىآزرد از آن جمله امر داد تا سرب گداخته بر سر او ريختند و او را كه شصت و سه سال داشت بمازندران روانه نمود و شاهرخ بيچاره كه از اين مصائب بجان آمده بود در راه درگذشت .

قتل آقا محمّد خان در 21 ذى الحجّهء 1211

در موقعى كه آقا محمّد خان يكى از قلاع شوشى را مسخّر كرده و ابراهيم خليل خان بداغستان گريخته بود بر سه نفر از پيشخدمتان محرم خود بعلّتى جزئى خشم گرفت و ايشان را بكشتن وعده داد . خدمتكاران مزبور كه طبيعت آقا محمّد خان را ميشناختند و ميدانستند كه وعدهء خود را بانجام خواهد رساند شبانه با يكديگر ساختند تا شاه را بقتل برسانند و از شرّ عذاب او برهند . به همين نيّت در شب 21 ذى الحجهء 1211 موقع سحر هنگاميكه آقا محمّد خان در خواب بود او را كشتند و تاج و كمر و صندوقچهء جواهرات گرانبهائى را كه هميشه همراه خود داشت نزد صادقخان شقاقى از سرداران او بردند و معنى اين حركت اين بود كه بايد بشورش بر قاجاريّه و دعوى سلطنت قيام نمايد . آقا محمّد خان كه مدّت كرّ و فرّ او از 1193 تا 1211 يعنى قريب 18 سال طول كشيده پادشاهى بود مدبّر و رشيد و جنگ‌آور امّا در عوض سخت‌كشى