آذربايجان را به او واگذارد به شرط آنكه ارگلى از قبول تبعيّت روسيّه خوددارى نمايد و گرجستان را مانند ايّام صفويّه خراجگزار ايران اعلام كند . ارگلى چون نميتوانست يا نميخواست كه از حمايت روسيّه صرفنظر نمايد زير اينبار نرفت .
آقا محمّد خان در بهار سال 1209 به سمت آذربايجان حركت كرد و در غرّهء ذى الحجّهء اين سال از پل خدا آفرين كه بر روى ارس در سر راه اردبيل بشوشى است گذشت و با 000 ، 60 همراه بمحاصرهء اين شهر مشغول شد . ابراهيم خليل خان جوانشير والى شوشى به سختى مقاومت نمود و چون تسليم آنجا به طول انجاميد آقا محمّد خان غفلة محاصرهء آن شهر را رها كرده بتفليس تاخت ارگلى خان كه هم پير بود و هم غافلگير شد جز فرار چارهاى نديد و آقا محمّد خان با سپاهيان فاتح خود در روز 27 صفر 1210 بتفليس ريختند و شهر را بباد غارت دادند و از قتلعام و هتك ناموس و فجايع ديگر بهيچوجه كوتاهى نكردند و در اين حركت رفتار زشت سلطان جلال الدّين منكبرنى را در باب تفليس تكرار نمودند .
پس از فتح تفليس چون آقا محمّد خان يقين داشت كه روسيّه بحمايت ارگلى خان برخواهد خواست به او پيشنهاد صلح نمود ليكن ارگلى با وجود اصرار نزديكان خود از قبول اين تكليف سرپيچيد تا آنكه در اواخر سال 1210 سپاهى از جانب روسيّه بحمايت ارگلى بقفقازيّه آمدند و پس از تصرّف دربند و باكو و شكى خود را بقراباغ رساندند و گنجه را نيز تصرّف كردند . امّا از خوشبختى آقا محمّد خان در اين تاريخ كاترين دوّم مرد و جانشين او امر ببرگشتن لشكريان روسى داد و در اين زمان آقا محمّد خان گرفتار تسخير خراسان بود .
چون كار خراسان خاتمه پذيرفت آقا محمّد خان در بهار يعنى در اواخر سال 1211 به قصد پس گرفتن بلادى كه روسها در قفقازيّه در سال قبل مسخّر خود نموده بودند بار ديگر عازم شوشى شد تا ابراهيم خليل خان را كه گاهى از در اطاعت درمىآمد و زمانى سرپيچى ميكرد تنبيه نمايد ولى در حين محاصره چنان كه عنقريب خواهيم گفت بقتل رسيد .
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 763
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٧٦٣