و بيرحمى و پولدوستى و لئآمت بر مزاج او غلبه داشت و در راه ناسپاسى نيز مرتكب حركاتى ناپسند شد چنان كه رفتار او با لطفعليخان و ساير زنديّه با وجود آن همه مهر و رأفت كريمخان نسبت به او و زدوخوردهاى مكرّر با برادران و قتل جعفر قليخان از اعمالى است كه مورد ملامت هر مرد باانصافى واقع شده .
سلطنت فتحعليشاه ( 1212 - 1260 )
پس از آنكه صبح روز 21 ذى الحجهء 1211 خبر قتل آقا محمّد خان در اردو منتشر شد چنان انقلابى در سپاه روى كرد كه هيچكس بفكر دفن آقا محمّد خان نيفتاد و هر سردار يا سركردهاى با جمعى راهى را پيش گرفتند از آن جمله حاجى ابراهيم اعتماد الدّوله كه در اردو بود بسرعت خود را بطهران رساند و صادقخان شقاقى راه آذربايجان را پيش گرفت و در آنجا ادّعاى سلطنت كرد .
وليعهد دولت يعنى بابا خان پسر حسينقليخان جهانسوز برادرزادهء آقا محمّد خان كه در اين تاريخ در شيراز مقيم بود پس از شنيدن خبر قتل عمّ خود بعجله بطهران آمد و در بيستم ماه صفر 1212 بپاىتخت رسيد و اعتماد الدّوله با وجود مدّعيان چندى كه شاه جوان داشت در رساندن او بطهران و بدست آوردن زمام سلطنت كفايت مخصوص بخرج داد و به همين علّت هم بصدارت منصوب گرديد .
بابا خان كه در روز عيد فطر 1212 بنام فتحعليشاه در طهران رسما تاجگذارى نمود ابتدا عليقليخان يكى از اعمام خود را كه دعوى پادشاهى داشت گرفت و كور كرد سپس به قصد سركوبى صادقخان شقاقى كه تا قزوين آمده بود شتافت و او