بعد از قتل نادر محمّد حسنخان باستراباد برگشت و آن شهر را بتصرّف خود خود آورد و در آنجا مقيم و بجمع سپاهى مشغول شد و چون ايران در اين ايّام گرفتار هرجومرج بود و هركس در هر گوشهاى ادّعاى سلطنت داشت محمّد حسنخان هم در استراباد به همين دعوى برخاست ولى در قدم اوّل با حريف پرزور مواجه شد يكى احمد خان ابدالى ديگر كريمخان زند . احمد خان را كه به قصد تسخير خراسان و استراباد لشكر به اين حدود آورده بود محمّد حسنخان بالاخره مغلوب كرد ولى در كشمكشهاى با زنديّه با اينكه غالبا فاتح بود عاقبت در جمادى الاخرى سال 1172 در مازندران بقتل رسيد و پسران او باسيرى بچنگ خان زند افتادند .
كريم خان كه مردى رحيمدل و با بخشايش بود از نه پسر محمّد حسنخان دو تن يعنى آقا محمّد خان و حسينقلى خان جهانسوز را بشيراز برد و در دستگاه خود مقام داد ، بقيّه را هم بقزوين فرستاد و در خوشرفتارى و رعايت جانب ايشان بهيچوجه كوتاهى نكرد حتّى در سال 1184 حسينقليخان را بحكومت دامغان منصوب نمود امّا حسينقليخان كه بعلّت بيرحمى و بيداد و سختكشى او را جهانسوز خواندهاند به زودى بر ولينعمت خود عصيان ورزيد و در اين حال بود تا در 1188 در استراباد بدست تركمانان بقتل رسيد .
آقا محمّد خان تا تاريخ فوت كريمخان يعنى تا 1193 در شيراز در دستگاه زنديّه ميزيست و چون از نزديكان زن او يكى در عقد ازدواج كريمخان بود او را بالنّسبه عزيز و محترم ميداشتند و بحرم وكيل نيز آزادانه رفتوآمد داشت .
آقا محمّد خان به همين وسيله اطّلاع يافت كه ساعات عمر خان زند به شماره افتاده .
ببهانهاى خود را بخارج شهر شيراز رساند و بهمراهى عدّهاى از قاجاريّه و ياران ديگر خود را بسرعت بطهران رساند .
در طهران آقا محمّد خان اطّلاع يافت كه از هفت برادر او چند تن مايل برياست او بر ايل اشاقهباش و دعوى سلطنت نيستند مخصوصا از ايشان مرتضى قليخان و رضا قليخان و مصطفى قليخان بجلوگيرى از او در حدود مازندران ايستادهاند .
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 756
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٧٥٦