تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 759

مساهمون:

ص٧٥٩
مقطوع النّسل شده بود فرزندى نداشت بابا خان پسر بزرگتر حسينقليخان جهانسوز برادر خويش را بوليعهدى و نيابت سلطنت اختيار نمود ، طهران را بعلّت نزديكى باستراباد مقرّ ايل قاجاريّه و دسترسى بايالات جنوبى كه هنوز در دست زنديّه بود بپايتختى برگزيد و حكومت ولايات مطيع خود را بين رؤسا و بزرگان قاجار تقسيم كرد و مهيّاى استيصال جعفر خان زند و پسر او لطفعليخان گرديد . در سال 1202 آقا محمّد خان به قصد جعفر خان عازم فارس گرديد ولى چون شنيد كه جعفر خان از حصار شيراز براى مقابله با او خارج نميشود و در حملهء بشيراز نيز اميد توفيقى نيست بعراق برگشت و در همين سال بود كه جعفر خان از ميان رفت و پسر جوان رشيدش لطفعليخان بجاى او بر تخت زنديّه جلوس نمود و مصمّم مبارزهء با آقا محمّد خان گرديد . در سال 1203 آقا محمّد خان برادر خود جعفر خان و سردار خويش مصطفى خان دولو را بشيراز فرستاد و خود نيز در عقب ايشان آمد و شيراز در محاصره افتاد و چون مقاومت لطفعليخان سخت شد آقا محمّد خان بطهران برگشت . در اوايل سال 1204 لطفعليخان كه سپاهيان خود را براى مقاومت كافى نميديد براى جمع‌آورى استعدادى به طرف دشتى و دشتستان روانه گرديد و اعيان شيراز آقا محمّد خان را بضبط آن شهر دعوت نمودند . لطفعليخان پس از مراجعت از دشتستان بار ديگر شيراز را مسلّم خود نمود و اين بار به قصد جنگ با خان قاجار روانهء اصفهان شد و شيراز را بحاجى ابراهيم كلانتر سپرد و براى آنكه از او در غياب خود حركت خلافى سر نزند پسر او را نيز برسم گروگان با خود همراه برداشت . همين‌كه اختيار شيراز بدست حاجى ابراهيم كلانتر افتاد چون ميدانست كه لطفعليخان بر نيّات باطنى او آگاهى يافته از يك طرف در شيراز بدستگيرى بزرگان خاندان زند پرداخت و از طرف ديگر عبد الرّحيم خان برادر خود را كه در اردوى لطفعليخان بود بشوراندن لشكريان او واداشت . به اين ترتيب بيشتر همراهيان لطفعليخان كه كسانشان