پس از يك قرن از چنگ پرتغاليها بيرون آمد همچنان در تصرف صفويّه ماند .
جنگهاى با عثمانى
در سال 1011 شاه عباس لشكريان اطراف را احضار كرد و چنين شهرت داد كه خيال رفتن بشيراز را دارد سپس به قصد مازندران از اصفهان بقزوين آمد و در آنجا همراهان او دانستند كه شاه در حقيقت خيال لشكركشى بآذربايجان و استخلاص ولايات شمال غربى و مغرب ايران را كه در به دو سلطنت از راه اضطرار بعثمانى واگذاشته بود دارد . شاه عباس با سپاه آماده ابتدا بر تبريز حمله برد و آنجا را در پانزدهم جمادى الاولى 1011 فتح كرد و از آنجا بر سر ايروان تاخت ضمنا باللّه وردى خان دستور داد كه او نيز از جانب خوزستان ببغداد حمله برد .
اللّه وردى خان هم به سمت بغداد عزيمت كرد و آنجا را در محاصره گرفت امّا قبل از فتح آن شهر بامر شاه بايروان احضار شد و شاه در اوائل 1013 ايروان را گشود .
سردار عساكر عثمانى در بغداد اوزون احمد پس از حركت اللّه ورديخان جسارتى بهمرسانده تا همدان پيشآمد ليكن در آنجا بدست سرداران شاهى دستگير گرديد شاه عباس براى اتمام كار بقيّهء لشكريان ترك اللّه ورديخان را روانهء فتح وان نمود و سردارى ديگر را بقارص فرستاد و ايشان بمحاصرهء آن دو شهر مشغول شدند .
سلطان عثمانى سردار مشهور خود جغال اوغلى را با لشكرى فراوان باستخلاص وان و قارص روانه كرد و شاه كه در تبريز بود بجلوگيرى او شتافت در صورتى كه بيش از 62000 سپاهى نداشت و همراهان جغال اوغلى از 100000 متجاوز بودند
شاه عباس در اين جنگ تدبيرى كرد باينمعنى كه سپاهيان خود را به دو دسته منقسم ساخت . ابتدا قسمتى از سواران خود را بحملهاى سخت بلشكر جغال اوغلى واداشت . تركان به اين خيال كه قسمت مهمّ سپاه ايران همين حملهكنندگانند توجه عمدهء خود را به آن سمت معطوف كردند و چون جنگ به اين شكل درگرفت سپاه عمدهء شاه كه منتظر چنين فرصتى بودند بر سر تركان ريختند و در اين معركه قريب 20000