تسخير قشم و هرموز در 1041
بعد از فتح بحرين بدست لشكريان ايران و محاصرهء بندر جرون پادشاه اسپانيا فيليپ سوّم كه در اين تاريخ بر پرتغال هم سلطنت و استيلا داشت سفيرى با تحف و هداياى بسيار به خدمت شاه عبّاس فرستاد و از او خواهش كرد كه بحرين را بتصرّف عمّال شركت پرتغالى هند بدهد و از محاصرهء جرون دست بردارد . فرستادگان فيليپ در 1011 در مشهد بحضور پادشاه صفوى بار يافتند و شاه عبّاس كه در اين تاريخ درصدد اتّحاد با ممالك عيسوى بر ضدّ عثمانى بود ايشان را بگرمى پذيرفت و باللّه ورديخان دستور داد كه از سر محاصرهء جرون بگذرد و عمّال ايرانى بحرين را بتصرّف پرتغاليها بدهند امّا در اين امر دوّم زياد اصرارى نكرد و حاكم بحرين هم پرتغاليها را به آنجا راه نداد .
فيليپ سوّم بار ديگر در 1017 سفير سابق خود را بايران فرستاد و از اينكه گماشتگان شاه بحرين را به پرتغاليها رد نكردهاند شكايت نموده و از راه تملّق بشاه ايران براى فتوحاتى كه در جنگ با عثمانى كرده بود تبريك گفت شاه عباس بهمراهى فرستادهء مخصوصى از جانب خود و سفير اسپانيا مراسلهاى ملاطفتآميز براى پادشاه اسپانيا فرستاد ولى ابدا حرفى از بحرين بميان نياورد .
از سال 1009 كه بحرين بدست ايران افتاده بود چون اللّه ورديخان ميديد كه پرتغالىها از خيال پس گرفتن آن بيرون نميروند پيوسته با تعرّض بندر جرون و قلاع و بنادر ديگر اطراف باب هرموز كه در تصرّف مردم پرتغال بود خاطر ايشان را به اين سمت متوجه ميساخت و براى آنكه مركزى جهت سپاهيان خود در نزديكى قلعهء مستحكم جرون داشته باشد و به اين وسيله همه وقت اسباب زحمت پرتغاليان را فراهم كند در نزديكى جرون بنام قلعهء عبّاسى قلعهاى ساخت .
در سال 1021 اللّه ورديخان پسر خود امامقليخان را بتسخير جرون فرستاد ليكن او در اين تاريخ بگرفتن اين نقطه توفيق نيافت و در همين سال بود كه اللّه وردى خان نيز مرد و امامقلى خان بجاى پدر بيكلربيكى فارس شد . امامقليخان در سال 1023 جرون را فتح نمود و قلعهء پرتغالى آن را خراب كرد و بجاى آن در نزديكى