صلح درآيد و بدفع ديگرى بپردازد به همين عزم با عثمانى صلح كرد و حيدر ميرزا برادرزادهء خود يعنى پسر حمزه ميرزا را نزد سلطان فرستاد و با واگذاشتن تبريز و شروان و گرجستان و لرستان يعنى قسمت عمدهء ايران شمال غربى و غربى با آن دولت صلح نمود و بدفع عبد المؤمن خان پسر عبد اللّه خان كه بمشهد آمده و آن شهر را محاصره كرده بود رهسپار آن ديار گرديد .
در طهران شاه عباس بيمار شد و قريب پنجاه روز مرض او طول كشيد در اين مدت عبد المؤمن خان بر مشهد استيلا يافت و جمع كثيرى از مردم آنجا را كشت و نفايس آستانهء قدس از جملهء كتابخانهء گرانبهاى آنجا را بباد غارت داد سپس بر نيشابور و دامغان مستولى شد و بر هرجا از جانب خود دستنشاندهاى گماشت .
چون مزاج شاه اعتدال يافت عبد المؤمن خان خراسان را تخليه كرد و شاه عباس بدفع سركشان داخلى كه از كسالت حال او استفاده كرده و راه طغيان رفته بودند شتافت و يزد و كرمان و گيلان را مطيع نمود و چندى نيز در اصفهان و قراباغ ايّام را بسياحت و نظم امور داخلى گذراند و تا سال 1006 از شاه عباس حركت مهمّى جهت دفع ازبكان كه پيوسته بغارت بلاد خراسان و عراق عجم مىآمدند و پس از دستبردى بتركستان برميگشتند سرنردو اوقات شاه بتسخير بعضى از ولايات ايران كه هنوز كاملا مطيع نشده بودند مانند لرستان كه تا اين تاريخ در دست اتابكان لر كوچك بود و دو ولايت رستمدار و كجور كه از امراى محلى اطاعت داشتند گذشت .
در اواخر سال 1005 شاه عباس عازم مشهد شد و در ششم محرّم 1006 در هرات بر خواهرزادهء عبد اللّه خان غلبه كرد و ازبكان را شكستى سخت داد بطوريكه تا مدّتى شرّ ايشان از اين حدود دفع شد بخصوص كه عبد اللّه خان در همين اران وفات يافته بود و پسرش عبد المؤمن خان هم ششماه پس از پدر بدست امراى خود بقتل رسيد
فتح لار و بحرين در 1009
حكومت فارس را در سال 1003 شاه عباس در عهدهء الله ورديخان زرگرباشى گذاشت و در اين تاريخ ولايت لار مطيع يكدسته از خوانين محلّى بود كه نسب خود را بادّعا