سلطان عثمانى مراد خان ثالث ( 982 - 1003 ) پس از آگاه شدن از وفات شاه اسماعيل دوّم يكى از سرداران مشهور خود عثمان پاشا را در سال 986 به طرف شروان و قراباغ فرستاد و سردار مزبور آن نواحى را فتح كرد . سلطان محمّد خدابنده پسر بزرگ خود حمزه ميرزا را با سپاهى فراوان بدفع عثمانيان فرستاد و حمزه ميرزا نواحى از دست رفته را پس گرفت و لشكر عثمانى منهزم شدند .
در سال 989 سران طايفهء شاملو كه در خدمت عباس ميرزا پسر سلطان محمّد خدابنده در خراسان ميزيستند از اطاعت پادشاه وقت سرپيچيدند و از ايشان عليقليخان درصدد برآمد كه خطبه و سكّه را بنام عباس ميرزا جارى سازد . سلطان محمّد حمزه ميرزا را بخراسان فرستاد و چون عثمانيان از حركت حمزه ميرزا خبر يافتند بار ديگر بشروان تاختند و عثمان پاشا دوباره آنجا را متصرف شد .
انقلاب خراسان با وجود لشكركشى حمزه ميرزا به آنجا نخوابيد و وزير سلطان محمّد يعنى ميرزا سلمان اعتماد الدّوله براى دفع فتنه عليقليخان شاملو را كه سمت بيكلربيگى خراسان را داشت از آن مقام معزول نمود و عاقبت سلطان محمّد خود مجبور شد كه در سال 991 بتسخير هرات كه در دست پسرش عبّاس ميرزا بود برود .
اهالى هرات تسليم نشدند و شاه را تهديد كردند كه اگر ميرزا سلمان را بايشان نسپارد عبّاس ميرزا را بسلطنت برخواهند داشت . سلطان محمّد از كمال بيكفايتى وزير بيچارهء خود را بدست قزلباشان هرات داد و ايشان او را كشتند و سلطان محمّد هم براى دفع عثمان پاشا بدون آنكه بتسخير هرات نائل آيد بآذربايجان برگشت .
حمزه ميرزا در محاصرهء هرات پافشارى نمود و چون عباس ميرزا ديد كه نمىتواند از عهدهء برادر برآيد ناچار از در صلح درآمد و دو برادر قرار گذاشتند كه تا پدر ايشان زنده است از ادّعاى سلطنت خوددارى كنند خراسان و هرات تحت حكومت عبّاس ميرزا بماند و عراق در دست حمزه ميرزا . به اين ترتيب موقتا فتنهء خراسان خوابيد و حمزه ميرزا بقزوين مراجعت نمود تا به يارى پدر بدفع عثمان پاشا بپردازد .
جنگ بين حمزه ميرزا و عثمان پاشا در سال 993 در تبريز اتّفاق افتاد و
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 674
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٦٧٤