سرميزند و هم رعاياى مغلوبه در طرف گرجستان و آذربايجان و عراق به همين علّت قدم در جادّهء عصيان گذاشتهاند . امير تيمور اسباب حملهء ديگرى را به سمت ايران و ممالك غربى تهيّه ديد و به اين حدود حركت كرد . اين لشكركشى كه يورش هفت ساله خوانده مىشود آخرين دورهء جنگهاى امير گوركانى است . در يورش هفت ساله تيمور در قدم اول بتبريز آمد و پس از تنبيه معاشرين و ندماى ميرانشاه و نظم اوضاع آنجا بسركوبى گرجيانى كه از موقع استفاده كرده و بآذربايجان تاخته بودند رفت و پس از بر سر جاى خود نشاندن گرجيان و تاختوتاز در آن نواحى از آذربايجان به او خبر رسيد كه سلطان عثمانى بايزيد خان اول ( 792 - 805 ) از والى آن ناحيه بنام خود مال و خراج طلبيده . پس از تبادل مراسلاتى تهديدآميز از جانبين امير تيمور در اوايل محرّم 803 بجانب شهر سيواس از بلاد روم عازم گرديد و بعد از ده روز محاصره آنجا را گرفت و بر شهر ملطيه و سواحل جنوبى بحر سياه نيز دست يافت و اين نواحى را بجدّ تركمانان آققويونلو يعنى قراعثمان بايندرى سپرد و خود راه شام را پيش گرفت .
در سال 795 يعنى در طىّ يورش پنج ساله موقعى كه تيمور در ايران بود سفيرى از جانب خود پيش سلطان مصر الملك الظّاهر برقوق از ممالك برجى فرستاد و نسبت به او اظهار دوستى كرد . الملك الظاهر فرستادهء تيمور را كشت و كوتوال يكى از قلاع ارمنستان را هم بتوسّط قرايوسف بن قرا محمّد تركمان اسير نمود و بمصر آورد و بزندان انداخت .
امير تيمور پس از فتح ملطيه پيش پسر و جانشين الملك الظاهر يعنى الملك الناصر فرج ( 801 - 808 ) ايلچيانى فرستاد و رهائى كوتوال محبوس را از او خواست . ملك ناصر هم مانند پدر بدعوت تيمور وقعى نگذاشت بلكه ايلچيان او را نيز در زندان انداخت و چون اين خبر بتيمور رسيد چنان برآشفته شد كه حملهء بشام و مصر را از تعقيب سلطان عثمانى مهمتر شمرده از الجزيره يكسره بسوى حلب پيش راند و در نهم ربيع الاول 803 بحصار آن شهر رسيد و در يازدهم آنجا را گشود و پس از غارت آنجا و پانزده روز اقامت طريق دمشق را پيش گرفت .
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 635
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٦٣٥