دو طرف ممالك تيمورى را مورد تعرّض قرار دهند .
قمر الدّين از طرف فرغانه و توقتمش از طرف بخارا ماوراء النّهر را در سال 790 طرف حمله قرار دادند و اهالى خوارزم هم بتحريك توقتمش بر كسان تيمور شوريدند امّا قمر الدّين از عمر شيخ پسر تيمور شكست يافت و توقتمش هم چون خبر مراجعت تيمور را شنيد بدشت قبچاق گريخت . تيمور بخوارزم رفت و چنان آن شهر را ويران نمود كه در سراسر آن ديوارى كه كسى در سايهء آن بياسايد برپا نماند و بر سراسر فضاى ويران آن جو كاشتند و تا 793 كه بار ديگر تيمور امر به تعمير آنجا داد احدى در آن ساكن نبود . در اواخر همين سال 790 سيورغتمش خان كه تيمور او را در 771 بسلطنت ماوراء النّهر برگزيده بود فوت كرد . امير گوركانى هم به ظاهر براى رعايت حقوق اولوس جغتاى پسر سيورغتمش محمود خان را بسلطنت برداشت .
در زمستان 791 توقتمش خان بار ديگر بماوراء النّهر حمله آورد امّا اين بار هم از عمر شيخ شكست يافت و تيمور بتعقيب او راه مغولستان و دشت قبچاق را پيش گرفت و پس از تاختوتازهائى در آن حدود بسمرقند برگشت و پس از تهيهء اسباب يورشى قطعى بدشت قبچاق در نيمهء صفر 793 به آن سرزمين حركت نمود و در 15 رجب همين سال در ساحل يسار شطّ اتل ( ولگا ) توقتمش را به سختى مغلوب نمود و با غنايم و اسراى بسيار بپاىتخت خود مراجعت نمود .
يورش پنج ساله ( 794 - 798 )
پس از مراجعت از سفر دشت قبچاق تيمور حكومت خراسان را بميرانشاه و ايالت غزنين و كابل را بنوادهء خود پيرمحمّد واگذاشت و بعد از نجات از ناخوشى سختى كه او را عارض شده بود در رمضان 794 به قصد خواباندن شورشهائى كه در ايران برخاسته بود به اين سمت عازم شد و پنج سال در اين حدود تركتازى ميكرد . جنگهاى اين دورهء تيمور را يورش پنج ساله ميگويند . تيمور در قدم اول بگرگان و مازندران آمد و چون اين بار سيّد كمال الدّين قوامى طريق عصيان رفت او و يارانش را مغلوب كرد و سيّد را در كشتى بخوارزم فرستاد و پس از گذراندن