تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
بقتل رسيد و سيّد قوام الدّين خود حاكم مازندران شد و سلسله‌اى تشكيل داد كه ايشان را سادات علويّهء قواميّه ميخوانند . سيّد قوام الدّين بدست پسران خويش از 760 تا 781 كه سال فوت اوست قسمت مهمّى از گيلان و فيروزكوه و كلارستاق و نور و كجور حتّى هزار جريب و قزوين را مطيع خود ساخت . سيّد قوام الدّين چهارده پسر داشت و چون او مرد پسر بزرگترش سيد كمال الدّين كه جانشين پدر نيز او بود باستراباد و گرگان يعنى قلمرو امير ولى حمله كرد و در 782 امير ولى را مغلوب و بخراسان منهزم كرد . در لشكركشى دوّم تيمور بخراسان پسر افراسياب چلاوى بانتقام خون پدر تيمور را بفتح مازندران خواند و چون تيمور از امير ولى نيز ناراضى بود به قصد برانداختن او و سادات قوامى در سال 786 به همين عزم از ماوراء النّهر بخراسان آمد و از آنجا بحدود كبود جامه ( در حوالى اشرف يا بهشهر حاليّه ) شتافت . امير تيمور امير ولى را در جنگلهاى كبود جامه شكست داد و در عقب او برى تاخت و در بهار سال 786 به قصد تسخير سلطانيّه كه در دست پسر سلطان احمد جلايرى بود به آنجا رفت و در اواخر سال بر قلعهء آن شهر نيز دست يافت در اوايل 787 تيمور بآمل و سارى حركت نمود اما سيّد كمال الدّين باطاعت به خدمت تيمور رفت و تيمور هم مازندران را همچنان بپسران سيّد قوام الدّين سپرد و بسمرقند رجعت نمود .

يورش سه ساله 788 - 790

امير ولى پس از حملهء تيمور بگرگان و رى ناچار بآذربايجان گريخت و در خدمت سلطان احمد جلاير داخل شد و پس از چندى از طرف او پيش عادل - آقا حاكم سلطانيّه آمد تا او را باطاعت سلطان جلايرى بخواند و به يارى او بخراسان بتازد امّا از اين مأموريّت نتيجه‌اى نگرفت و بتبريز برگشت و از جانب سلطان احمد بحكومت آن شهر منصوب گرديد . مقارن همين اوقات توقتمش خان كه او را تيمور بسلطنت دشت قبچاق رسانده بود از راه دربند بتبريز حمله آورد و آن شهر را از دست امير ولى گرفت و بباد يغما داد و پس از مدّتى قتل و غارت بدشت قبچاق برگشت و در اين تاريخ سلطان احمد