چنان موقعى كه او سرگرم جنگ خوارزم بود مراتب دوستى قديم بين خود و پدر غياث الدّين را يادآور شد . غياث الدّين اين بار فرستادهء تيمور را بگرمى پذيرفت و تيمور هم با دادن خواهرزادهء خويش بزوجيّت بپسر غياث الدّين اساس دوستى بين دو خاندان را مستحكم نمود .
در سال 782 اوضاع خراسان بشرحيكه در تاريخ سربداران ديدهايم سخت مغشوش بود و شاه شجاع و شاه منصور و امير ولى و غياث الدّين و خواجه على مؤيّد در آن ناحيه بكرّ و فرّ مشغول بودند تيمور اين وضع پريشان را براى تسخير خراسان بسيار مناسب ديد و چون ديگر از خوارزم وحشتى نداشت در اول تابستان 782 پسر چهارده سالهء خود ميرانشاه را با يك عدّه از بزرگان امراى خويش روانهء خراسان نمود و خود نيز بايشان پيوست و پس از آنكه در نيشابور لشكريان غياث الدّين كرت را مغلوب ساخت از راه خواف متوجّه هرات گرديد . ابتدا در نيمهء ذى الحجه حصار فوشنج ( غوريان حاليّه ) را گشود سپس پس از چهار روز محاصره هرات را نيز فتح كرد و بر ملك غياث الدّين دست يافت ، امّا او را بخشود و پس از ضبط خزاين ملوك كرت بنيشابور و سبزوار آمد . در اين نقطه خواجه على مؤيّد سربدارى به خدمت تيمور آمد و چون امير ولى هم كه در اين ايّام بر گرگان مستولى بود قبول اطاعت تيمور را گردن نهاد امير گوركانى ببخارا برگشت و به اين ترتيب لشكركشى اوّل او بخراسان خاتمه پذيرفت .
موقعى كه امير تيمور بقشلاق در حدود بخارا بود كسان خواجه على سربدارى پيش او آمدند و خبر آوردند كه امير ولى و رئيس تركمانان حدود ابيورد و نسا با وجود قبول اطاعت تيمور اتّفاق كرده و مصمّم حملهء بسبزوارند . امير تيمور در آخر زمستان 784 به يارى خواجه على از بخارا عازم خراسان شد و غفلة حصار كلات را كه پناهگاه رئيس تركمانان بود گرفت سپس بدرخواست ملك غياث الدّين كه خود در ركاب تيمور بود حصار ترشيز را هم كه يكى از عمّال ياغى كرت در ضبط داشت مسخر ساخت و در همين محل بود كه مراسلهاى از شاه شجاع داير بسپردن اولاد خود بتيمور
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 627
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٦٢٧