تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
رسيد و تيمور به آن جوابى لايق داد . امير تيمور از ترشيز عازم مازندران شد ليكن امير ولى طلب امان كرد و تيمور بخراسان برگشت و از آنجا ملك غياث الدّين و برادر و پسر او را بعنوان حبس نظر پيش خود نگاه داشت و ديگر اجازهء مراجعت بهرات نداد و پس از برگشتن بسمرقند ايشان را با خود به آنجا برد و هرات را بعمّالى از جانب خويش واگذاشت . در سال 785 مردم هرات بر گماشتگان تيمورى شوريدند . ميرانشاه پسر تيمور سرداران خود را از خراسان بسركوبى هراتيان روانه كرد و خود نيز در دنبال آنان رفت و تيموريان دست بكشتار مردم هرات گذاشتند و از سرهاى ايشان كلّه مناره‌ها ساختند تيمور از شنيدن خبر شورش هرات چنان خشمناك شد كه ملك غياث الدّين و برادر و پسر او را در سمرقند كشت و در پائيز 785 عازم هرات گرديد و بار ديگر بقتل و مصادرهء اهالى بيچارهء آنجا پرداخت و پس‌نشاندن آتش غضب سيستان و بست را هم تا حدود سيستان مسلّم خود ساخت و بسمرقند برگشت .

تسخير مازندران و استراباد در 786 - 787

مازندران تا سال 750 در دست طبقه‌اى از ملوك باوند از شاهزادگان قديم ايرانى بود . در اين تاريخ شخصى بنام افراسياب چلاوى آخرين پادشاه اين طبقه را كشت و خود فرمانروائى يافت . در ايّام خروج افراسياب چلاوى يكى از سادات حسينى يعنى سيّد قوام الدّين مرعشى ( از فرزندان سيّد على مرعش از احفاد امام على زين العابدين ) در مازندران مورد احترام كلّى مردم بود . افراسياب چلاوى نيز در حلقهء مريدان او داخل شد تا شايد حركت زشتى را كه از او در قتل آخرين پادشاه باوندى سر زده بود بشكلى از ياد مردم بدر ببرد . ارادت افراسياب چلاوى بسيّد قوام الدّين دوامى نكرد چه افراسياب كمى بعد سيّد را بزندان انداخت و چون او را رها نمود مريدان سيّد بيش از پيش شدند . عاقبت در جنگى كه بين سيّد و افراسياب در سال 760 درگرفت افراسياب
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 628 | عباس إقبال آشتياني / حسن پيرنيا ( مشير الدوله )