مزبور امير حسين را بفرمانفرمائى ماوراء النّهر برگزيدند و هر كدام تحت امر او بحكومت ناحيهاى منصوب شدند از آن جمله تيمور هم در كش مقرّ اجدادى خود مستقرّ گرديد و چون در اين تاريخ امير حسين خواهر خود را بزوجيّت بتيمور داد و او را بدامادى اختيار نمود تيمور را از اين زمان ببعد تيمور گوركان يعنى تيمور داماد گفتند و بعضى نيز معتقدند كه چون تيمور بعدها دختر تغلق تيمور را به عقد خود درآورد لقب گوركان ( يعنى داماد ) از آن وقت بر نام او اضافه شده .
از آنجا كه اوضاع ماوراء النّهر قرين آرامش نشد و امراى مدّعى پيوسته معارض يكديگر بودند تغلق تيمور خان بار ديگر در 763 به اين خطّه لشكر آورد ، امير بيان را كشت و امير حسين را فرارى كرد و حكومت ماوراء النّهر را بپسر خود الياس خواجه واگذاشت و تيمور همچنان بركش بحكومت بجا ماند .
امير تيمور پس از چندى بعلّت اجحافات امراى زيردست الياس خواجه و قصدى كه در استيلاى بر ماوراء النّهر داشت با امير حسين متوارى همدست شد و بخوارزم حمله برد امّا چون مغلوب شد با امير حسين بخراسان گريخت و پس از گرفتارى بدست تركمانان حدود ابيورد و برگشتن بسمرقند و پنهان زيستن در آن حدود عاقبت بخراسان برگشت با امير حسين هر دو به خدمت ملك معزّ الدّين حسين كرت پيوستند .
چون تغلق تيمور تسليم آن دو امير را از ملك معزّ الدّين خواست تيمور و امير حسين بقندهار گريختند و از آنجا بسيستان آمدند . والى سيستان بحيله بر سر ايشان تاخت و در اين گيرودار بود كه تيمور چند زخم برداشت از جمله پاشنهء پاى و شانه دست راست او مجروح شد و دو انگشت آخرين از همان دست او ساقط گرديد و پاى راستش چنان صدمه ديد كه هيچوقت به حال طبيعى برنگشت و از اين سبب تيمور همهء عمر مىلنگيد و به همين مناسب است كه او را تيمور لنگ خواندهاند .
پس از التيام جراحات تيمور اين امير و حسين قزغنى پس از جمع سپاهيان و يارانى نواحى درگز و ترمذ و بلخ و بدخشان و كش را از دست عمّال الياس خواجه گرفتند و چون در همين ايّام خبر فوت تغلق تيمور و عزم الياس خواجه بمراجعت بكاشغر
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 624
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٦٢٤