عبد المؤمن واداشته و او به زودى در ادب و حسن خط مهارت بسيار يافته و در اين فنّ اخير بر استاد خود نيز پيشى گرفته است .
معمارى و ابنيه
در بادى نظر نسبت بناى ابنيه و عمارات بمغول و بحث در اين باب در دورهء استيلاى ايشان غريب مينمايد زيرا كه اوّلا قوم تاتار چنان كه سابقا هم گفتهايم مثل هر طايفهء بدوى ديگر پابند باقامت در محلّى ثابت نبوده و قرارگاه ايشان انحصار به همان چادرهاى ايلياتى و يورتهاى مخصوص داشته كه در حين قرار مجموع آنها حكم شهرى را پيدا ميكرده و پس از حركت اثرى از آنها بجا نميمانده است ثانيا طايفهء تاتار و اتباع چنگيز و سرداران و جانشينان او آيت خرابى بوده و بهرجا كه قدم ميگذاشتهاند آباديها را زيرورو ميكرده و گاهى نيز عظيمترين بلاد را بدون اغراق با دشت و هامون برابر مينمودهاند ولى اينحال اختصاص باوايل حال ايشان داشته و پس از آنكه مغول خواهى نخواهى محكوم حكم آداب رعاياى مغلوبهء خود گرديدند و مثل ايشان بقبول اقامت در پايتخت و تأسيس ادارات و فراهم داشتن وزرا و عمّال ديوانى در گرد خود مجبور شدند و چون رسم ايلياتى خود را در رفتن از قشلاق بييلاق و بالعكس نيز از دست نداده بودند غالبا دو اقامتگاه براى خود داشته يكى در عراق عجم و آذربايجان ( تبريز ، اوجان ، موغان ، ارّان ، سلطانيّه ) ديگرى در عراق عرب ( بغداد ) و در هر هريك از اين مراكز ايلخانان و امرا و وزراى ايشان جهت خود عمارات و ابنيهاى بنا ميكردهاند ، بعلاوه جانشينان و سرداران چنگيز پس از تسخير و خرابى بلاد ايران همين كه آنها را بتصرّف خود گرفتند بمردم اجازهء تجديد عمارات آنها را دادند و خود نيز بعضى اوقات در اين كار پيش قدم شدند و بر اثر همين كيفيّت بسيارى از خرابيهاى سابق مرمّت شد .
تا موقع اسلام آوردن ايلخانان ايران مغول اجساد سلاطين خود را دور از نظر عامّه در محلّهائى مخفى دفن ميكردند و به همين جهت محلّ قبر ايلخانان غير مسلمان