تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 616

مساهمون:

ص٦١٦
بر اثر نفوذ نقّاشان چين و قلم و مركب چينى و شكل رنگ‌آميزى و تركيب خطوط و كشيدن صورت بعضى حيوانات كه در ميان مسلمين سابقه نداشته مثل اژدها و بعضى حيوانات افسانه‌اى ديگر بتدريج اجزاء و عناصر جديدى در نقّاشى ايرانى داخل شد و در تصاوير نقش صورت‌هاى مغولى با چشمهاى بادامى و گونه‌هاى برجسته معمول گرديد و اين اختلاط سبك كار چينى و ايرانى در عهد تيموريان باوج خود رسيده است . غير از نقّاشى يك رشته صنايع ديگر در دورهء مغول معمول بوده كه آثار هنر دست استادان ايرانى در آنها كاملا نمودار است و از مشاهدهء همانها نيز كمال توجّهى را كه اين ملّت بظرافت‌كارى و نمودن جنبهء جمال و ذوق داشته‌اند ميتوان دريافت و اهمّ اين صنايع كاشىكارى و ساختن ظروف سفالين و منبّت‌كارى در روى در و چوب و نقر در روى فلزّات و بافت پارچه‌هاى معمولى و زربفت و ساختن اسلحه و غيره است . نسج پارچه‌هاى قيمتى كه از قبل از استيلاى مغول نيز در ايران رواج كلّى داشت در عهد ايلخانان همچنان به حال ترقّى باقى ماند بلكه رونق آن زيادتر از پيش شد چه امرا و عمّال و وزرا كه هر سال بايستى مبلغى از اين جنس بعنوان هديّه و تحفه بحضور ايلخانان بفرستند بافت پارچه‌هاى زربفت را در مراكز حكومت و قلمرو امارت خود تشويق مينمودند و كارخانهاى متعدّد براى اين كار در تبريز و گرجستان و بغداد و مرو و طوس و شوشتر و شيراز و نيشابور وجود داشت و مغول در جزء پيشه‌ورانى كه در ابتداى فتح بلاد بمغولستان و قراقروم كوچ ميدادند مخصوصا عدّه‌اى از استادان پارچه‌بافى را كه در بافت منسوجات زركش و زربفت مهارت داشتند اختيار مينمودند . نسج پارچه‌هاى ابريشمى نيز در اين ايّام در ايران بخصوص در گيلان و خراسان و يزد و كرمان اهميّت فوق العاده داشت و اساسا ابريشم در آن ازمنه از ثروتهاى گرانبها بود چنان كه قسمتى از ماليات جنسى اين ولايات بابريشم تأديه ميشد و غالبا خراجى كه برعهدهء مؤدّيان ولايات مزبور واگذار ميگرديد ابريشم بود چنان كه اولجايتو پس از فتح گيلان امراى محلّى آن سرزمين را هريك به قدر وسع بپرداخت مقدارى ابريشم در سال واداشت و در خراسان نيز در عهد سربداران پهلوان حسن دامغانى با دادن چند