نسر طائر در دام كس نخواهد آمدن 81 پ
نسر طائر هم روزى واقع شود 39 پ
نسر واقع دستگير كردن 5 پ
نسق و ترتيب ظاهر كردن 210 ر
نسيم تابستان شبانگاه خوشتر باشد كه نيمروز 43 پ
نسيم راحت بر سموم سفر اختيار كردن 212 پ
نسيم سحر علم او پشهء جهل بپراكند 222 پ
نسيم صبا شكوفهء رعنا را جلوه كرد 139 ر
نسيم عدل او جانهاى مردم را پاره كرد 181 ر
نشاط كردن 11 ر
نشان توان دادن 199 ر
نشان كردن حجت 58 پ
نشانه و سياست شدن 12 ر
نشيمن ملك 147 پ
نطع سياست 53 پ
نظرازنظر زهره و مشترى بود 191 ر
نظم عقود و قلائد امور 147 پ
نظيرش جز خيال او نبود 170 پ
نعل در آتش نهادن 198 ر
نعيب غراب فراق به گوش همهكس برسد 39 پ
نفخ صور 51 ر
نفس از سيرى و نه از خشكى برآيد 176 ر
نفس او اكسير مناصب آمد 196 ر
نفس صبح 223 پ
نفس مبارك او بر خير مسلمانان مقصور بود 158 پ
نفيستر عرفى بود 91 ر
نقاب حصار 61 پ
نقاب غيب 162 ر
نقب استادوار زدن 197 پ
نقب حصار 144 ر
نقب در خلا بردن 33 پ
نقره از گوگرد سياهى و از نمك سپيدى پذيرد 118 ر
نقش از تختهء بقا ستردن 205 ر
نقش بر آب نشايد خواندن 133 ر
نقش برين شكل آمدن 161 پ
نقشبند 72 پ
نقشبند بهار را رشك آمدن 73 پ
نقش در آينه باژگونه ديدن 92 پ
نقش سكه بر در سمت مطلى 232 پ
نقش شادروان 174 پ
نقش كتابت بر آب نوشتن 11 پ
نقش كعبتين 14 ر
نقش مانى 70 ر
نقطهء حروف ستارهها 35 پ
نقطهء دايرهء اسلام 146 پ
نقطهء سفيد چون بر چشم افتد ، رسواتر از آن باشد كه بر ناخن و بر ناخن معتبر نباشد 186 پ
نقى الجيب 45 ر
نكادت نهاد 125 پ
نكايت افكندن 12 پ
نكوهنده كوتاهبين بود 46 پ
نگارساز شهرستان هنر 221 ر
نگارستان نقاشان فضل 174 پ
نگريستن زنگى در آينه 27 پ
نگين عالم به علم او منقش آمد 181 پ
نگين ملك درفشان شد 141 ر
تاريخ الوزراء ( فارسى ) — صفحة 407
مساهمون: نجم الدين ابو الرجاء قمى
ص٤٠٧