مناسبت داشتن 26 پ
مناشير و امثله 70 ر
منت در گردن بتر از غل است در گردن 59 ر
منتخب ذيول 184 پ
منجنيق حصارگشاى 194 ر
منجنيق راست كردن 61 پ
منسوبه برساختن 172 ر
منشور هنر او ميان ركن و مقام برخوانند 223 پ
منصب استيفاء 27 ر 143 ر
منصب طغرا 27 ر
منصوبه بر ساختن 112 ر
منطيق ترازوى 160 ر
منظر او زيباتر از مخبر است و مخبر او زيباتر از منظر 212 ر
منظوران روزگار 57 ر
منقاد و مسخر شدن 210 ر
منقسم و متوزع خاطر 96 پ
من و سلوى 68 ر
منى زدن 11 ر
مؤاخات و مصافات ، معادات و مناوات شدن 111 پ
موارد و مصادر كار 80 پ
مواطات و اتفاق 118 ر
مواضعت با سلطان 92 ر
مواعيد عرقوب دادن 127 پ
مواقف نبويهء اماميه 152 ر
موافقت سنگى قرار دادن 156 ر
موئل جهانيان 155 پ
موج دريا مردم سرنگون كند 100 ر
مور باشد كه زاد عمر ذخيره سازد ، شير از اين انديشه فراغى دارد 172 پ
مور پاى برهنه از خر با نعل بهتر رود 31 ر
مورچه را چون پر برآيد ، سبب هلاك بود 67 پ
مور را نيازردن 107 ر
مور مار آمدن 30 ر
مورد كرم او كه زمستان نظارت داشت ، در فصل بهار زرد شد 186 پ
موزهء كهنه را چهارشاخ درمىكرد 103 ر
موسم اقبال و سعادت 233 پ
موسى ( ع ) به طلب آتش رفت ، پيغمبر شد 130 ر
موش در سراى او وطن جهت دوستى كرد و چيزى نيافت 15 پ
موش دندان تيز 65 پ
موقف استغفار 216 پ
موكل امير اجل 8 پ
موم چون پاسبانى حقه جوهر كند عزيز بود و چون از آن بازماند ميان راه اندازند 113 ر
موم چون از عسل جدا شود سوخته گردد 99 ر
موم نقش نگين را جلوه كند 168 ر
موى تراشيده بازرويد 3 پ
موى در ميان گنجيدن 105 ر
موى ، سپيدى است بر سواد چشم 111 ر
موى سپيد ، سنان روزگار است كه بر روى مردم زند 111 ر
مهتاب پيمودن 31 ر
مهتاب جايى سيب سرخ كند ، و جايى كتان ريزاند 191 ر
تاريخ الوزراء ( فارسى ) — صفحة 404
مساهمون: نجم الدين ابو الرجاء قمى
ص٤٠٤