ضمان سعادت 135 ر
ضم معبود صانع آن است 105 ر
ضيق النفس 116 پ
ط طارم نيلوفرى گردون 174 پ
طارم وزارت 130 ر
طاس درست را طنين بود و چون شكسته شد لال گردد 2 ر
طاعتدارى 201 ر
طاعتگونه 152 ر
طاقت روى روزگار محال است 40 پ
طامهء كبرى 51 پ
طاوس اقبال بر سر كسى جلوهگر آمدن 9 ر
طاوس زشتپاى است و آهو خنس 166 پ
طبر زد در آفتاب نهادن 61 ر
طبع زنگار گرفتن 173 ر 198 ر
طبع صندل گرم است 78 ر
طبق كديه پيش داشتن 58 پ
طبل باز ظرافت او بر فلك مىزدند 122 پ
طبل رحيل كسى زدن 205 ر
طبل ظرافت 57 پ
طبلى در زير گليم زدن 35 پ
طبيب را دقت بيمارى خوانند 176 پ
طبيب عرق بيمار به شفقت و آهستگى بيند 20 ر
طحلب آب گرچه آرايش آب است ، بىفايدت بود 126 پ
طحلب جوى آب بپوشد و بهيچكار نيايد 36 پ
طراز اول بودن 29 ر
طراز جامهء روزگار بودن 115 ر
طراز عمر 191 پ
طرفطرف 213 ر
طرفه آن شب 3 پ
طريق مردمى سپردن 73 ر
طريقى عجيب 98 ر
طشت از بام افتادن 177 پ
طشتخانه 123 پ
طشت شمع 74 پ
طعامها چون از دهان بگذرند ، همه يكسان باشند 45 ر
طفل از شير بازنگرفت ، تا مبادا نان خورد 15 پ
طفل در قماط پيچيده 97 ر
طفيلى را از ديگ بىچربى بازداشتن 52 ر
طلاقت روى او جهان را فال فرج و طالع ميمون است 228 ر
طلب بزرگى كردن ، گردن مىشكند 178 پ
طلب عدس و بصل كردن 68 ر
طلعت جهانآراى 209 پ
طمطراق خنگ و سمند 32 ر
طمع مردم را واله كند 46 پ
طوارق 142 ر
طواف كردن 218 ر
طوطى شكرخاى 35 پ
طوفان بر سرآمدن 161 ر
طوق فاخته 66 پ
طوق فاخته را جز بكشتن از وى نتوان ستدن 113 ر
طوق فاخته مخلوق باشد نه مصنوع 66 پ
طوق گردن گردون 171 پ
تاريخ الوزراء ( فارسى ) — صفحة 384
مساهمون: نجم الدين ابو الرجاء قمى
ص٣٨٤