تا مرواريد بدست آرند 67 پ
صد فصل نكايت 8 پ
صدمهء روزگار 77 ر
صدور اسلام 64 پ
صراحى آنگاه طرب نمايد كه شراب از آن بيرون آيد ، نه آن وقت كه شراب در آن كنند 115 پ
صرير نقش دشمن نعمتى جانفزاى باشد 99 ر
صرير نعل خويش از آسمان شنيدن 155 پ
صعلوكان و راهزنان چون عقاب ، متاع كاروان بربودندى 202 ر
صفاى اعتقاد و مروهء مروت 230 پ
صف تصدر 37 ر
صفشكن 129 ر
صفت جهل و شبهت 207 پ
صفت ذاتى 166 ر
صفر بر تختهء صنعت 35 پ
صفير زدن 228 پ
صفير زدن بر گوشهاى 144 ر
صفير و زئير 35 پ
صلات صلوات كسى بودن 173 ر
صلاح خاص و فساد عام 83 ر
صلاح ذات البين 152 ر
صلاح عام ، و فساد خاص 83 ر
صلحگونه 122 ر
صميم زمستان 232 پ
صندوق مطبخ 14 پ
صنعت استيفاء 228 - 231 ر 426 پ
صنعت كتابت 102 ر 154 - 208 پ
صنم ايشان 9 ر
صنم را پرستند ، ولى از وى نفعى نباشد 19 پ
صورت بستن 164 ر
صورت بىاصل در آينه 64 ر
صورت در آينهء خرد ، خرد نمايد 92 ر
صورت ديوان و زنگيان كه بر در گرمابه بايد كردن ، اينجا بر گل افشان كردند 126 ر
صورت منقش بر ديوار را حياتى نباشد 38 پ
صولت او كوه را چون كاه برباد مىداد 229 پ
صهيل شبديز 132 پ
صيت سائر و منتشر 57 پ
صيد چنان جست كه دام نيز پاره كرد 178 ر
صيد كسى سرنگون درافتادن 63 ر
صيقل آفتاب 89 پ
صيقل شمشير 103 پ
صيقلى بود كه بدان شمشير كشته شد كه او كرده بود 24 پ
ض ضابطهء قوانين و معاملات 100 پ
ضبابى قوى 34 ر
ضبط به وجه خويش 187 پ
ضجر كردن 106 پ
ضجرت نمودن 61 ر
ضرابت اعمى ديدار نباشد ، كه بر كدام شخص آيد 140 ر
ضرب كسور در كسور از اصل ناقص باشد 216 ر
ضريح او ضريح كرم است 184 پ
ضمائر و رئوس 131 ر
تاريخ الوزراء ( فارسى ) — صفحة 383
مساهمون: نجم الدين ابو الرجاء قمى
ص٣٨٣