زينت ملك و زيور دولت 172 ر
س سابق حلبه 68 پ
سابق و مسبوق 184 پ
سائر آمدن 79 پ
سائلان او را كسى از ميراثخواران بازنشناختى 173 پ
ساده آمدن 38 ر
سادهطبع بودن 224 ر
ساز روزگار او نواى خوش مىزد 106 ر
ساز مطرب شادى 221 پ
ساغر همه روز به دست ديگر برآيد 14 ر
ساق عرش 51 پ
ساقى او در قيام و صراحى در ركوع 178 ر
سال بار جماعتى به تقبيح صورت او چاك باززدند 206 پ
سامرىوار شكلى طرفه نمود 195 ر
سايه آب تر نشود 54 ر
سايهاش سايهء زمستان است 18 پ
سايهپرور بودن 202 پ
سايهبان سر علم 223 ر
سايهبان يونس « عليه السلام » از درخت كدو كردند ، نه از سرو 146 پ
سايهء خويش مجروح نتوان كرد 12 ر
سايه در پيش مىرود 33 پ
سايه ، شبانگاه درازتر باشد كه در چاشتگاه 43 پ
سايهء كركر 33 پ
سايهء كسى گران شدن 23 پ
سايهء كسى مبارك بودن 23 ر
سايهء عدل و انصاف 187 ر
سايهء مبارك 186 پ
سايهء هركس در جهان است از آفتاب دار الخلافه است 205 پ
سباعتازان 79 پ
سبزهزار را بسيار وقت باشد كه از باران زيان رسد 64 ر
سبزى بر مزبله رستن 15 پ
سبق برده 169 ر
سبقت چين نمودن 122 ر
سبكتر از ترازوى گناهكاران 90 ر
سبكتر از ذره 98 پ
سبكروح 211 پ
سبكروح بودن 59 ر
سبك سنگى كردن 109 پ
سبل از چشم برگرفتن 51 ر
سپر افكنده و شمشير پارهپاره كرده 213 پ
سپر يكديگر بودن 56 ر
سپرى كه تير بران بر آن آيد 74 پ
سپرى كه تير دشمنان بازدارد 118 پ
سپرى كه منجنيق در آن كار نكند 177 ر
سپند به گاه آنكه سوزد ، رقص كند 179 پ
سپهر سبزچنگ و آسمان مستوصفت 161 ر
سپهر گردون 218 ر
سپيددستى چند سر غربال 141 پ
سپيدى باز نه از پيرى بود 53 پ
سپيدى در ميان الوان نيكوتر از همه است ، و ليكن ريش را عيب است
تاريخ الوزراء ( فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: نجم الدين ابو الرجاء قمى
ص٣٧٢