روز نيك به روز بد نشايد دادن 5 ر
روزى خويش در دهان شير ديدن 30 پ
روش عبقرى آراستن 122
روشنايى شمع در پسوپيش يكى است 173 پ
روشنى از روز بيرون 156 ر
روشنى برق بشارت باران است و روشنى صبح علامت روز 172 پ
روشنى چشم آهو چون ماه تمام باشد زيادت شود و در محاق كمتر شود 113 ر
روشنى چشم نابينا 7 ر
روشنى شمشير به وقت زدن پندارد كه مىخندد 93 ر
روشنان كارگاه لاجورد 18 ر
روضهء انيق 154 پ
روضهء رضوان 5 - 159 ر
روندهتر از خورشيد 65 ر
روندهتر از خيال 19 پ
روندهتر از خيال در شب تاريك 80 پ
روندهتر از ماه 57 ر
روى آفتاب به گل نشايد اندودن 197 ر
روى آينهء دوستى افتادن 2 ر
روى آينه روشن كردن 61 پ
روى از باريدن اشك لالهرنگ سيراب آمدن 218 پ
روى اسب سبق برده به ناز مالند 33 ر
روى بخت چون كرسف دوات سياه شدن 129 ر
روى به آب حيات شستن 137 ر
روى تخت هنر جمله خال سياه فضل به دانه دام دنيا نمىشايد 35 ر
روى چون پولاد داشتن 113 پ
روى چون كاه شدن 124 ر
روى زمانه و دست و پاى مكارم 224 پ
روى زمانه را چشم و گوش بودن 196 پ
روى زمين به شكوفهء عدل او نيى بويا 199 ر
روى لقوه زدن 2 پ
روى و بناگوش را از زلف سياه روئين دژ 185 پ
رهبان پلاسپوش 7 ر
رهنماى چارهء فضل 223 ر
رياحين 2 پ
ريحان و مزبله 48 پ
ريزش سوهان كفايت او ، سرمهء كفات و دهات آمد 213 پ
ريسمان بخت كه يكتا بود حبل متين ريسمان بندبربند تب بستن 34 ر
ريش جنباندن 5 پ
ريشى را كه گز دود بايد دود عور سود نكند 9 ر
ريش و گريبان گرفتن 90 ر
ريشه به آب زمين بردن و از آب جوى بىنياز بودن 229 پ
ريگ بيابان و قطرهء باران شمردن 11 پ
ريگ در صدف به جاى مرواريد 64 ر
تاريخ الوزراء ( فارسى ) — صفحة 369
مساهمون: نجم الدين ابو الرجاء قمى
ص٣٦٩