در مطبخ او خاكستر كمتر بدست آمدى كه آهك در عهد بلقيس 15 ر
در موافقت چون هفت زنگ روى در يكديگر آوردن 128 ر
در موالات او ثابتتر از انگشتها شدند در كف دست 177 پ
در موالات او چون مويز دو دل بودند 30 پ
در ميان خاكستر آتش بسيار باشد 58 ر
در ندامت ، ريش ماليدن و انگشت شكستن سود ندارد 62 پ
در ورطه افكندن 112 ر
در ورطهء هلاك افتادن 177 ر
در وزارت تحكيم داشتن 3 پ
در وهم نيامدن 213 پ
درهاى فردوس بر كسى گشاده شدن 187 ر
در هر ديگى كفچهاى داشتن 86 پ
در هيچ طرف صادر و وارد را در اين راه آمن نيست 202 ر
درين تكاور 167 پ
درين خان مزد خانها ، جان مىستانند 40 پ
درين دام پرواى طپيدن تماشاگاه نيست 158 ر
درين درياى سهمگين دستآويزى نيست 140 پ
درين دور هيچ هنر برابر سيم داشتن نيست 165 پ
درين روز چشم روزگار بر چنان صدرى نيامد 196 ر
درين شيون نوحهگر لايقتر است كه سرودگوى 35 ر
در بر سر دريا است 22 ر
در پاشيدن 166 پ
در ثمين 101 ر
در چون شكسته شود هم در دارو به كار آيد 37 ر
در در صدف روزگار بودن 42 پ
درست تا نقش نكنند روان نباشد 33 ر
در سعادت از صدف بيرون آوردن 68 پ
در صدف درياى اويند 207 پ
در صواب 97 ر
درگزيدن 13 ر
در نسيب 170 پ
درمان آن در جز تسليم نيست 161 پ
درماندهء درم 19 ر
درم ندارد كه بدان نجيلى كند 16 پ
دروغزن 2 پ
دروغزن آمدن 153 پ
درويشى توانگر طبع بود 81 پ
درهء يتيم بر يتيمان نثار كردن 125 ر
دريا به زبان سگ پليد نشود 46 پ
دريا را آب روان نبود و شور باشد 22 ر
دريا به سرما فسرده نشود 8 پ
دريا را ملاح طپانچه بسيار زند 138 ر
دريا وقتى عنبر به درافگند 29 ر
دريائى است كه به هر وجه كه از آن حديث كنند ، به جاى خويش باشد 231 پ
تاريخ الوزراء ( فارسى ) — صفحة 361
مساهمون: نجم الدين ابو الرجاء قمى
ص٣٦١