نمىآمد 102 ر
در سر آن شد كه در سر داشت 178 پ
در سلك نظام منخرط گشتن 147 پ
در سن اقلام نگنجيدن 73 ر
در سؤر قدح چيزى نبودن 27 ر
در شب به ستارهها راهى شايد شناختن كه رهروبهروز به خورشيد نتوان شناختن 89 ر
در ششدر افتادن 75 ر
در شش دره افتادن 109 پ
در شرف خطر بودن 15 پ
در شهر درنشستن 163 ر
در صحرا زيادت آن سىمرغ به دست آيد ولى نه آن سيمرغ كه گويند 101 پ
در طبع او لطافت آب جان بود 182 پ
در طلب وجوه احذار 150 پ
در ظهور كارها عكس ظن بسيار باشد 100 ر
در عراشاه نگاه داشتن 161 ر
در عز به سلامتتر بود كه در عمل 166 ر
در عقابين عقاب گرفتار شدن 232 ر
در عقد بودن 137 پ
در عقد گرفتن 16 ر 128 ر
در عقد ماندن 223 ر
در عمر دراز خير نبود 111 پ
در فرزانگى همه جگر است 226 پ
در فصل الخطاب آمدن 124 ر
در فضل و كفايت به آسمان هفتم بود 58 پ
در فندق آنگه كه بشكنند تيزروغن كم بود 58 پ
در فواتح انديشهء خواتيم كردن 52 ر
در قالب عجب ريختن 197 ر
در قرآن سورهء مائده است 15 پ
در قيد حيات بودن 94 پ
در كاردانى بر پيل محمود نشسته 171 ر
در كارزار سنان بيشتر شكند كه ز ج 7 پ
در كار گزاردن دستى تمام داشتن 172 ر
در كام اژدها افتادن 210 ر
در كبريت زود آتش افتد 142 ر
در كف خويش باد ديدن و بر سر تخت خاك 30 پ
در كوره راه افتادن 220 ر
درگاه آن درگاه است و بيل باغبان گرز و تبرزين 93 ر
درگذشتن دولت 12 پ
در گرمابه كه مردم را به تابستان در آنجا رعده بودى ، در زمستان مىخواست كه عرق كند 149 ر
در گرمابه به خلوت رفتن 90 پ
در گرو گرفتن مستظهرتر از گازر بود 195 ر
در گورستان مرده بر سر مرده بسيار نهند 34 ر
در گوى پيراهن شريك بودن 152 ر
در ماتم زينت زشت باشد 44 پ
در مراض زدن 113 پ
در مرغزار مار بسيار باشد 204 پ
در مروت دشمن مال بودن 201 پ
در مسجد آدينه قرآن خواندن 85 پ
در مضاحك دست و زبان چرب داشت 59 ر
تاريخ الوزراء ( فارسى ) — صفحة 360
مساهمون: نجم الدين ابو الرجاء قمى
ص٣٦٠