خلفى سعيد 226 پ
خلقتر 28 ر
خلق عالم را غنى كردن مصور نباشد 21 پ
خلق كردن 76 پ
خلقى كار وقايهء سر خويش دانستن 3 پ
خلوت كردن 91 پ
خلود در جهان ناممكن است 40 ر
خندهء برق 31 پ
خنجر فنا هر آن كسى را كه بر بسيط زمين متحيز شد ، مجزا كند 185 پ
خندهء فرح در دهن زمانه 206 ر
خم شراب مروق را به گل اندايند ، نه به خير و شر 221 ر
خواب بر چشم مردم 66 ر
خواب بيمار به هول و ظلمات مقرون است 28 ر
خواب خرگوش 128 ر
خواب را از چشم محروم نمودن 227 پ
خواب نزديك بامداد خوشتر است 43 پ
خوابى بيشتر از خواب يوز 36 پ
خواجگان قديم 144 ر
خواست از نردبان پايهء زيرين پاى بر بام نهد 132 ر
خواستند كه انگشتهاى جهانيان شوند ، دستگير آمدند 178 ر
خواسته و ناخواسته به مردم دادن 173 پ
خوان نهادن 135 ر
خورشيد از ذنب در كسوف درافتد 9 پ
خورشيد اقبال تابان گشتن 68 پ
خورشيد اقبال درفشان بودن 112 پ
خورشيد بر مرغزار و سبخه تابد 135 ر
خورشيد به همهكس رسد و همه كس به دو نرسد 12 ر
خورشيد پيكر 123 ر
خورشيد تنها برون جهان را روشنتر از آن كند كه ماه با چندين هزار ستاره به شب 37 پ
خورشيد جهانآراى 101 پ
خورشيد جهانپيماى 134 پ
خورشيد در آب ديدن 179 ر
خورشيد را در روشنى دادن و ابر در باريدن منتى نيست 59 ر
خورشيد فلك دولت 196 پ
خورشيد ماه را چون نرگس در دستى و ثريا را چون شمامه گل در دست ديگر گرفتن 93 پ
خورشيد و ماه را كه جهان افروزند همه وقتى روشنى نباشد 22 ر
خورشيد هميشه در زير ابر نماند 42 پ
خورشيدى بر يمين بود و ماه بر يسار 220 پ
خونآب است ، زنده را غرق كند و در بن افگند و مرده را بر سر آرد 31 پ
خونبهخون شستن 67 پ
خون به ناحق در گردن آمدن 88 پ
خون حرام 105 پ
خون فصد در طشت و خونهاى ديگر بر خاك ريزد 73 پ
تاريخ الوزراء ( فارسى ) — صفحة 355
مساهمون: نجم الدين ابو الرجاء قمى
ص٣٥٥