حق ممالحت 56 پ
حقوق قديم 171 ر
حكايت مكديان 59 پ
حكم او مرغ پرنده را از هوا به زمين مىآورد و ماهى را از قعر دريا برمىآورد 134 پ
حكمت پوسيده 78 پ
حكم را به چكمهء حكمت سرباز زدن 216 پ
حكمى كه از سر قدرت نبود ، مبارك مرده آزاد كردن باشد 21 پ
حلالزاده را هم در خاك پنهان كنند 41 پ
حلاوت شكر 94 ر
حلقه بر در زدن 86 ر
حلقهء بندگى كسى در گوش كردن 5 ر
حلقهء پر در اگرچه در گوش بود ، بر در بود 121 پ
حلقهء در سراى را به هر دستى گيرند 130 ر
حلقه در گوش كسى كردن 40 پ
حلقهء مسلسل بر بناگوش نهادن 123 ر
حلوا را پسآرند 17 پ
حلهء سبز پوشيدن 163 ر
حلى بر زبر شمشير 146 پ
حماسه كردن 76 ر
حمايتى كسى شدن 134 پ
حمايل جوزا و قلادهء پروين 101 ر
حمايل شمشير جوزاى علم به جواهر در ثمين مرصع گردانيدن 208 ر
حمل و جدى گردون را در عقد نمىگرفت 229 پ
حوا با يارى ابليس آدم را از بهشت بيرون كرد 117 ر
حوادث چون تير از كمان مىپرند 214 پ
حوادث چون زره زنجير متصلند 218 پ
حوت فلك را از دام و صياد ماهى ، خوفى نباشد 54 ر
حور العين در سراى او به گيسو روبند 223 ر
حوصلهء اين كار بىحاصل است 158 ر
حيز و انت و تكبر 134 ر
حيفى مجحف 156 ر
حيلت سرباز كردن 228 پ
حيوان همچون آدمى از گوشت و خون و استخوان است 135 ر
خ خاتم كف 50 ر
خار از پاى هدايت بيرون آوردن 207 پ
خار بيابان ارغوان گشتن 230 ر
خار در جگر زدن 113 ر
خار در ديدهء نااهلان 171 ر
خارش در سر افتادن 214 ر
خارش در سر افتادن و سودا پختن 176 پ
خار ميان ضيمران هرچه پيرتر ، خوارتر 115 ر
خاروخاشاك بر سر آب عدل دور افكندن 201 پ
خاشاك بر سر آب صافى 81 پ
تاريخ الوزراء ( فارسى ) — صفحة 352
مساهمون: نجم الدين ابو الرجاء قمى
ص٣٥٢